قیمت های جهانی مواد غذایی که توسط شاخص قیمت غذای فائو اندازه گیری شده، از ماه مارچ تا آپریل سال جاری میلادی سه درجه و یا 1.4 درصد کاهش داشته است. باری به نظر می رسد که این میزان به طور نسبی بر سطح بالای 214 بر اساس آنچه فائو اعلام کرده، تثبیت شده باشد.
این کاهش در حالی بوجود می آید که برای سه ماه متوالی شاهد افزایش قیمت ها بودیم و اگر چه شاخص مذکور نسبت به سطح ثبت شده ی 235 درجه ی آن در ماه آپریل کاهش معنی دار و محسوسی داشته، هنوز اما بالاتر است از رقم های کمتر از 200 درجه ای که در بحران غذایی سال 2008 ثبت شده اند.
این شاخص در آخرین چشم انداز غذایی فائو، تحت عنوان تحلیل بازار جهانی، که هر سال 2 بار بیرون می آید، منتشر شد و در آن به این موضوع اشاره گردید که دورنماها برای نیمه ی دوم سال جاری عموما حکایت از بهبود عرضه و همچنین تقاضای مستمر و قوی دارند. در نتیجه مبلغ واردات غذای جهانی در سال جاری میلادی به 1.24 تریلیون دلار کاهش یافته، که این کاهش قدری کمتر است از رقم ثبت شده 1.29 تریلیون دلاری در سال گذشته.
پیش بینی تولید غلات، برای یک توسعه ی متعادل در سال 2012 رقمی در حدود 2371 میلیون تن بود در مقایسه ی با رقم 2344 میلیون تنی در سال گذشته ی میلادی. به هر حال در بخش غلات، انتظار می رود تولید گندم در سال جاری میلادی کاهش 3.6 درصدی در مقایسه با سال گذشته داشته باشد، رقمی در حدود 675 میلیون تن. هم چنین پیش بینی می شود بیشترین کاهش برای اکراین باشد و در پی آن قزاقستان، چین، مراکش و اتحادیه ی اروپا. کاهش پیش بینی شده منطبق است بر چشم اندازی از یک کاهش مختصر در بهره وری کل گندم در فصل بازاریابی 13-2012.
انتظار می رود در سال جاری کاهش تولید گندم بوسیله ی تولید 1207 میلیون تنی حبوبات، در مقایسه با میزان 1164 تنی سال گذشته جبران شود. در عین حال انتظار می رود که این افزایش، یک ترقی شدید در کاشت ایالات متحده ی آمریکا را در پی داشته باشد، که آنگونه که به نظر می رسد برای بهبود تنگناهای بازار جاری مناسب نخواهد بود. زیرا سطح بسیار پایین موجودی ها، به ادامه فشار بر قیمتها منجر خواهد شد.
تولیدات برنج نیز انتظار می رود که در سال جاری رشدی 1.7 درصدی داشته باشند و به رقمی برسند در حدود 488 میلیون تن، اما تقاضای در حال کاهش واردات و بازگشت هند به عنوان تولید کننده اصلی، عواملی هستند که قیمتهای این کالا را پایین نگه می دارند. تولید جهانی برنج امسال انتظار می رود از تقاضا برای هشتمین سالی متوالی پیشی بگیرد.
پس از دو فصل عرضه نسبتا مناسب و وسیع، در حد فاصل 2012-2011 بازار دانه های روغنی و محصولات مشتق شده از آنها دوباره در حال محدود شدن هستند. تولید جهانی محصولات روغنی برای  برطرف کردن تقاضای در حال رشد برای روغن و مواد غذایی مناسب و کافی نخواهند بود. برآورد می شود تولید جهانی سویا کاهشی تقریبا 10 درصدی داشته باشد، یکی از تندترین کاهش های سال به سال در نتایج ثبت شده. با محصولات روغنی به جز سویا که فقط جبران بخشی از افت های کوچک را می کند، همه ی محصولات روغنی باید تا یک، سه سال، تا 4 درصد آخرین فصل پایین بیایند. قیمت های جهانی برای دانه های روغنی و مشتقات آنها که از ژانویه به طور شدیدی افزایش داشته اند، احتمال دارد که به همان حالت استوار بمانند.
تولید جهانی شکر در 2012-2011 به گونه ای گردیده که با رشدی نزدیک به هشت میلیون تن یا 4.6 درصد در مقایسه با 2011-2010، به 173 میلیون تن رسیده است و برای دومین سال متوالی انتظار می رود که تولید از مصرف پیشی بگیرد که در نتیجه همراه خواهد بود با یک مازاد 5.4 میلیون تنی که کمک می کند به دوباره سازی سطح ذخیره آن در جهان.
افزایش در میزان تولید شکر به توسعه ای معنی دار در سطح و نهاده ی مورد استفاده، تاثیر پذیری از قیمت های بالای بین المللی شکر و یا شرایط آب و هوایی بهتر ربط داده می شود. کاهش محصول در برزیل بزرگترین تولید کننده ی جهان، انتظار می رود که توسط افزایش تولید کشورهای مهم تولید کننده دیگر نظیر تایلند و هند جبران شود.
در پی روند افزایش تولیدات مخصوصن در ماکیان، تولید جهانی گوشت با افزایشی نزدیک به 2 درصد در سال 2012 ، به رقمی در حدود 302 میلیون تن رسیده است. بخش قابل توجهی از این رشد، احتمالن ریشه در افزایش تولیدات کشورهای در حال توسعه دارد. همچنین در سال جاری انتظار تشدید چالش های دنباله دار را داریم در بازارهای جهانی، آنهم به دلیل روند نزولی افزایش تولید در کشورهای کلیدی وارد کننده که نهایتن تجارت جهانی گوشت را کندتر خواهد کرد. این موضوع وقتی با عرضه ی محدود کشورهای توسعه یافته ی صادرکننده ترکیب می شود، سهام بازار بین المللی را به سمت کشورهای در حال توسعه به خصوص هند و برزیل سوق می دهد.
تولید جهانی شیر در 2012 پیش بینی می شود که با 2.7 درصد افزایش به رقمی نزدیک 750 میلیون تن برسد. در این میان آسیا برای بیشترین میزان افزایش تولید حساب باز کرده است، گر چه غالبا در بیشتر نواحی سطح بالاتری از تولید را انتظار داریم. همچنین انتظار می رود تجارت جهانی محصولات لبنیاتی روند در حال توسعه خود را در سال 2012 ادامه دهد. تقاضا به طور معمول همراه با وارداتی که انتظار می رود به میزانی معادل 52.7 میلیون تن شیر برسد باقی می ماند. آسیا حرکتش را برای تبدیل شدن به بازار اصلی ادامه خواهد داد. این در حالیست که آفریقای شمالی، خاورمیانه، و آمریکای لاتین و نواحی دریای کاراییب به دنبال آن قرار خواهند گرفت.
علی رغم مقاومت مصرف کنندگان در بازارهای سنتی اروپای جنوبی، تقاضای مداوم برای ماهی و محصولات غذایی دریایی باعث افزایش تولید شیلات و افزایش قیمتها در تمام دنیا شده است. انتظار می رود مجموع تولید سالانه با 2.1 درصد افزایش به 157.3 میلیون تن برسد که ناشی از 5.8 درصد افزایش در خروجی شیلات می باشد که خیلی بیشتر از کاهش جزئی صید ناشی از محدودیتهای صید گونه های کوچک آبهای آزاد در اقیانوس آرام است.

 

**********

دنیای اقتصاد

| |

  در دوره ای که آثار احمد محمود را خواندم، با فضاهای جدیدی آشنا شدم. سه رمان بلند او همسایه ها، مدار صفر درجه و درخت انجیر معابد با وجود تمام نقدهایی که به هریک دارم چه در فرم اثر و چه در محتوا، باری هریک دنیایی هستند متفاوت. در آن دوره فرصت خواندن «آدم زنده» نوشته ممدوح بن عاطل ابونزال و آن طور که در شناسنامه ی کتاب ذکر شده ترجمه ی مرحوم احمد محمود را پیدا نکردم. تنها مقدمه مترجم را خواندم که راجع به نویسنده داستان توضیح داده بود:

« تن به مصاحبه مطبوعاتی نداده است، در سال 1931 به دنیا آمده، مردی بوده میان قامت، سفید رو و کمتر حرف می زده است». مدتی که گذشت حین خواندن کتاب « محمود، پنج شنبه ها، درکه » نوشته برزو نابت به مطلب جالبی برخوردم که برایم غیر منتظره بود. کتاب شرح ملاقات و گفتگوهای نویسنده است با احمد محمود. در یکی از این گفتگوهای دوستانه، محمود از کتاب تازه اش « آدم زنده » می گوید. چشمانش برق می زند و با خنده می گوید: « خودم نوشتم  ... کتاب را به یک اسم عربی معرفی کردیم. انگار که حوادث اش در بغداد می گذرد و ربطی به ما ندارد. راحت و آسوده چاپ شد».

            اولین باری بوده گویا که در عمرش کتابی را بی بهانه و دلهره چاپ کرده است. از این که چرا نویسنده بزرگی مانند محمود مجبور می شود کتابش را با اسم دیگری چاپ کند بگذریم که مجال اندک است و سخن بسیار، همین امروز رمان «کلنل» محمود دولت آبادی بعد از سالها در انتظار مجوز ماندن به زبان دیگری چاپ شده و حتی نامزد یکی از معتبرترین جوایز بین المللی گشته و این همه در حالیست که همزبانان نویسنده در میهن او از نعمت خواندن آن محرومند. با این همه خواندن « آدم زنده» اما خالی از لطف نیست. محمود داستانش را به ساده ترین شکل ممکن روایت کرده است، از همین روست که می توان « آدم زنده » را خواند و به راحتی از خواندن آن لذت برد. محمود نویسنده ای بود که داستان را می شناخت و خوب و سنجیده می نوشت. مشخصه ی اصلی این کتاب نیز موجز بودن آن است و این که نویسنده در آن وقت تلف نمی کند. نه زیاده می گوید و نه از چیزی فرو گذاری می کند. می شود کتاب را راحت تا انتها خواند و از آن لذت برد. آدم زنده از سوی انتشارات معین روانه بازار کتاب شده است.

**********

فرهیختگان

| |

آمریکا می گوید کره شمالی فعالیت های هسته ای خود را در مقابل دریافت غذا از ایالات متحده متوقف کرده است. پیشتر یک فرمانده ارشد ارتش آمریکا گفته بود از این پس اگر کره شمالی می خواهد از آمریکا کمک غذایی دریافت کند باید برنامه ی هسته ای اش را کنار بگذارد. فعالیت های هسته ای کره شمالی، شامل آزمایش های هسته ای، آزمایش های موشکی دوربرد و فعالیت های غنی سازی در تاسیسات هسته ای یونگ بیون می شود و حالا دولت پیونگ یانگ برای دریافت غذا بعد از کشمکش های فراوانی که با جامعه ی جهانی داشته ناچار شده فعالیت هایش را به حالت تعلیق درآورد.

مدتی پیش سازمان ملل متحد در گزارش هشدار آمیزی با انتقاد از وضعیت تولید و تجارت مواد غذایی در جهان، تصریح کرده بود تا دو دهه ی آینده، دنیا نیازمند حداقل 50 درصد غذای بیشتر، 45 درصد انرژی بیشتر و 30 درصد آب بیشتر خواهد بود. در گزارش مذکور تاکید شده که با افزایش جمعیت جهان از 7 میلیارد نفر کنونی به تقریبا 9 میلیارد نفر در سال 2040، شمار مصرف کنندگان طبقه متوسط به 3 میلیارد نفر خواهد رسید و در نتیجه ی این امر تقاضا برای منابع، به طور روز افزون افزایش خواهد داشت و اگر دنیا نتواند بر مشکلاتش غلبه کند، در آن صورت 3 میلیارد نفر با فقر دست و پنجه نرم خواهند کرد و نتیجه این امر نا امنی غذایی در شدیدترین حالت ممکن خواهد بود. قابل ذکر است که امروزه در تعاریفی که از امنیت غذایی ارائه می شود افزون بر دسترسی فیزیکی به غذا بر دسترسی اقتصادی افراد به غذای مورد نیاز نیز تاکید می شود. خوزه گراسیانو داسیلوا، دبیرکل جدید فائو نیز که از ابتدای سال جاری میلادی (2012) این سمت را بر عهده دارد، در اولین کنفرانس خبری خود، ریشه کنی فقر و مبارزه با گرسنگی را از اولویت های اصلی کاری خود در این سازمان بر شمرده بود.

 در آغاز دهه 1970 میلادی جهان با بحران غذایی مواجه شد، تولید مواد غذایی خصوصا در کشورهای در حال توسعه دستخوش بی ثباتی و کاهش شدید گردید. در آن زمان به منظور پیشگیری از عواقب وخیم این بحران، کنفرانس جهانی غذا به همت سازمان ملل متحد در سال 1974 تشکیل شد و مساله امنیت غذایی برای اولین بار به طور جدی در این کنفرانس بود که مطرح گردید. تحقق امنیت غذایی در هر جامعه ای امروزه به عنوان یکی از شروط تحقق امنیت ملی از وظایف اصلی دولتها و حکومت هاست و زمینه ساز و بستر استقلال و آزادی کشورها. امروزه از امنیت غذایی به عنوان یک نیاز و یک حق یاد می شود و از آن چون معیاری برای سنجش دموکراتیک بودن حکومت ها استفاده می گردد.

امنیت غذایی که ارتباطی تنگاتنگ با منافع ملی و امنیت ملی هر کشور دارد، مفهومی است چند بعدی و چند رشته ای و تحقق آن و عدم تحقق آن به پارامترهای مختلفی بستگی دارد که از حوصله ی این بحث خارج است. با این وجود این بخش کشاورزی است که مهمترین و اساسی ترین نقش را در تحقق آن در هر کشوری ایفا می کند. کشور ما با توجه به این که در منطقه ی نیمه خشک شمالی قرار گرفته، بیشتر زمین هایش را زمین های آهکی، نمکی و رسی و شنی و در برخی موارد مخلوطی از اینها تشکیل می دهد و بدین سان بخش اعظم مساحت ایران تشکیل شده از اراضی و خاک های نامناسب برای کشاورزی.

افزون بر این مشکلاتی است که کشت و زرع در همین زمین های محدود همراه دارند. مشکلاتی که  با وجود اجتناب ناپذیری بخشی از آنها، قسمت اعظمشان ناشی از عدم تدبیر مناسب می باشد. تولید ما در دیم زارها متاسفانه به اندازه ای ابتدایی است و غیر اصولی که راندمان اقتصادی را به کمتر از یک سوم تولید می رساند. بیش از 100 میلیون واحد دامی کشور دچار سو تغذیه هستند و حدود یک دوم غذای مورد نیاز را دریافت می کنند، مدیریت نامناسب منابع آب، هدر رفت آب در کشتزارهای مان را در پاره ای موارد به میزان دو سوم آب مصرفی می رساند، بهره برداری از جنگل ها غیر اصولی، غیر علمی و غیر اقتصادی است و افزون بر این ها حکایت ضایعات در بخش کشاورزی است که خود داستانی است پر آب چشم.

خوش بینانه ترین پیش بینی ها و داده های جمعیت شناسی، جمعیت ایران را در سال 2025 میلادی معادل 34/88 میلیون نفر و در سال 2050، 75/100 میلیون نفر تخمین زده است. این در حالی است که جمعیت ایران در سال 2007 معادل 134/71 میلیون نفر بوده است. نتایج حاصل از آنالیز چنین اطلاعات و ارقامی، این هشدار و تلنگر را به همراه دارند که با ادامه روند حاضر در طی چند دهه آتی حدود 41 درصد به جمعیت ایران افزوده می شود و باید تدبیری برای سالهای پیش روی اندیشید وگرنه با ادامه ی روند کنونی افزون بر نیازها و کمبودهای فعلی، در آینده با بحران برای تامین مواد غذایی و در نتیجه با چالش در امنیت غذایی روبرو خواهیم بود.

طبق آمار و اطلاعات ترازنامه غذایی کشور، هم اکنون حدود یک سوم نیاز مواد غذایی از طریق واردات تامین می شود، همین چند روز گذشته بود که اعلام شد ایران برای تامین ذخایر غذایی خود 120 هزار تن گندم از ایالات متحده آمریکا خریده است. همچنین پیشتر نیز دو میلیون تن گندم از آلمان، روسیه، برزیل و استرالیا وارد کرده. با توجه به این که میزان تقاضا برای مواد غذایی دائما در حال رشد است و نظر به این که از یک سو با محدودیت های زیست محیطی تولید بویژه منابع تولید، محدودیتهای کیفی محصولات، میزان ضایعات محصولات کشاورزی، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و پدیده مهاجرت تولید کنندگان و مسائلی از این دست مواجهیم و از سوی دیگر با تحولات جهانی نظیر بحث عضویت در سازمان تجارت جهانی، دستیابی به تولیدات قابل رقابت در عرصه جهانی و ... در آینده ای نه چندان دور بیشتر دست و پنجه نرم خواهیم کرد، بنابر این در راستای اهمیت تامین امنیت غذایی در برقراری امنیت ملی و استقلال کشور بخش کشاورزی می بایست خود را برای پاسخ به نیاز غذایی کشور با توجه به افزایش جمعیت و وجود محدودیت هایی نظیر محدودیت های زیست محیطی بر امکان افزایش پایدار تولید، آماده و تجهیز کند و این امر میسر نمی شود مگر در سایه ی نگاهی نو و پایدار محور به این بخش در مدیریت کلان و خرد کشور.

********

ملت ما

| |

  در حالی که تب و تاب روز زمین پاک تسخیر کرده فضای رسانه ای کشور را و روزنامه ها و سایت های خبری و تحلیلی هر روز مطالبی در گرامی داشت این روز منتشر می کنند و به این بهانه مقالات مختلفی نگاشته می شود که بسیاری شان مرتبط اند با مدیریت پسماند و در برخی موارد مطالبی هستند بسیار تخصصی در حوزه ی بازیافت که قاعدتن نباید مناسب مخاطبان این رسانه ها باشند، خبر گزاری ایسنا تصاویری منتشر کرده که فارغ از فضای ایجاد شده توسط رسانه های میهن، به گویا ترین زیان ممکن تصویرگر واقعیت جاری و حاکم بر مدیریت پسماند در ایران است. هرچند عنوان «دفن غیر اصولی پسماند در گیلان» در زیر این تصاویر درج شده، اما مرور این تصاویر آنچه را که بیشتر در ذهن تداعی می کند، تلنبار کردن و رها کردن زباله است تا دفن غیر اصولی آن. و چه طنز تلخی دارد پس زمینه ی این تصاویر. زباله های رها شده که به کوهی عظیم و زشت می مانند و درست پشت این کوه، جنگل های انبوه از درختان سر سبزو زیبا، جنگلهایی که معلوم نیست سبزی شان تا به کی دوام خواهد داشت.

همین سال گذشته بود که تصاویری مشابه منتشر شد از دفن و رها کردن زباله در جنگل های کلاردشت. همان موقع و به مدد و لطف رسانه های مستقل، فضایی در نکوهش این عمل ایجاد شد که به واقع بی سابقه بود این یک دلی و هم دلی مردم برای حفظ محیط زیست شان. چه فریادها که بلند شد و چه مطالبی که نگاشته شد. نگارنده خود نیز، همان زمان در همین روزنامه ی فرهیختگان یادداشتی نوشتم با عنوان «مدیریت پسماند، مهجور در ایران». حالا درست یک سال بعد و درست در روز زمین پاک باز چنین تصاویری منتشر می شود. این تصاویر را که تماشا کردم،  ناخودآگاه ذهنم فلاش بکی زد به تصاویر جنگلهای کلاردشت، یاد سخنرانی شاعر افتادم در اواخر عمرش که فارغ از محتوای سخنش اشاره کرده بودکه ایرانیان حافظه ی تاریخی ندارند. که اگر داشتند باز حکایت همچنان باقی نبود!

سازمان ملل متحد اخیرا گزارشی منتشر کرده و در آن نسبت به افزایش جمعیت تا سال 2040 میلادی هشدار داده. یعنی سالی که جمعیت جهان از مرز نه میلیارد نفر خواهد گذشت. در آن سال جامعه ی بشری برای تامین نیازهایش نسبت به امروز به 50 درصد غذای بیشتر، 45 انرژی بیشتر و 30 درصد آب بیشتر نیاز خواهد داشت. و این همه را از زمین طلب خواهد کرد. زمینی که با تداوم وضع موجود بسیار نحیف تر از آن خواهد شد که بتواند از پس تامین مقادیری بسیار کمتر از آنچه ذکر شد برآید!

********

فرهیختگان

| |

جمعيتي كه روز به روز افزايش مي‌يابد، تكنولوژي‌اي كه هر دم پيشرفته‌تر مي‌شود و مي‌بلعد بيش از پيش منابع طبيعي و خدادادي را، و بالاخره ميليون‌ها تن مواد زائدي كه روزانه به‌طور جامد، مايع و گاز توليد مي‌شود، واقعيتي است كه گريزي از آن نيست. انسان در روستا يا شهر، در بخش كشاورزي يا بخش صنعت، در هر بخشي و هر جايي هر فعاليتي كند، ناگزير است از توليد زباله. پيشتر حتي برخي ميزان مواد زائد را نشان‌دهنده رشد جمعيت دانسته‌اند و توليد پسماند را بخش مهمي از فرآيند حيات به شمار آورده‌اند.
موادي كه با پيشرفت فناوري، نفوذ بيش‌تر فرهنگ مصرف گرايي و بهره‌گيري بيش از پيش از منابع طبيعي و خدادادي، از جمله استفاده از نفت، گاز طبيعي و غيره و تبديل آنها به انواع مواد پتروشيميايي و پليمري و... بر ابعاد و پيچيدگي‌شان افزوده مي‌شود و خطرناك ترمي شوند بيش از پيش براي آب، خاك و هوايي كه در آن زندگي مي‌كنيم و براي فرداي پيش روي.
يك نگاه كافي است به اطراف خود بيندازيم و ببينيم نهرها و رودخانه‌هايي را كه مواد زايد و شيرابه حاصل از اين مواد را روانه‌شان مي‌كنيم و به دست خود آلوده مي‌سازيم بيولوژيكي و شيميايي اين آبها را و بعد همين آب را براي آبياري و غيره مورد استفاده قرار مي‌دهيم و بي‌تفاوتيم به اين‌كه اين آب آلوده مستقيم و غير مستقيم مي‌تواند ناقل بسياري بيماري‌ها باشد و خسارات جبران‌ناپذيري به فرآيند حيات وارد سازد.
از سويي ديگر تلنبار كردن زباله و رها كردنش در هواي آزاد، دفن غير بهداشتي زباله، همان كار رايج ما در بسياري نقاط مختلف كشور، عدم توجه به اصول زباله سوزي و سوزاندن زباله با شيوه‌هاي نادرست، منجر مي‌شود به توليد گازهاي سمي و خطرناك، پديده گلخانه‌اي، ذرات معلق و آلودگي هوا و نهايتا سينه‌هايي كه به خس خس مي‌افتند و نفس‌هايي كه به شماره. امروزه در بسياري از كشورها دفع زباله تفاوت بسيار دارد با آن چه كه ما بدين نام انجام مي‌دهيم.
اصول ابتدايي در يك محل دفن فراهم كردن مكاني است مجهز به بستري عايق براي جلوگيري از آلودگي آب‌هاي زير زميني، دفن پسماند در گودالي بزرگ و در نهايت فشرده‌سازي پسماند با استفاده از ماشين‌هاي سنگين و پوشاندن سطح آن. روالي كه كمتر در ايران رواج دارد و متاسفانه دفن عمدتا غير بهداشتي جايگزين آن شده است. دفن غير بهداشتي زباله و ناديده گرفتن ابتدايي‌ترين اصول آن، نتيجه‌اش مي‌شود سموم، فلزات سنگين و انواع آلاينده‌هايي كه به خاك هديه شان مي‌كنيم.
همان خاكي كه توقع داريم بستري باشد براي تامين غذاي هفت ميليارد جمعيت حال حاضر جهان و جمعيت رو به رشد آتي آن. باري آنچه ما از ديرباز به دليل هزينه كم آن و بي‌توجه به پيامدهاي زيست محيطي‌اش انجام مي‌دهيم در عمل چيزي نيست جز فريب خود و مخفي كردن پسماند به اندازه‌اي كه به آساني ديده نشود! بماند اين‌كه گاهي همين اندازه هم زحمت به خود نمي‌دهيم و رها مي‌كنيم زباله را در طبيعت به امان خدا تا چه پيش‌آيد كه گفته‌اند درويش را هر چه پيش آيد خوش آيد!
اگر نبود مدتي پيش انتشار تصاوير دهشتناك از جنگل‌هاي كلاردشت و بعد اعتراض وسيعي كه در دنياي مجازي و رسانه‌هاي مستقل نسبت به آن فاجعه شد، كك مان هم نمي‌گزيد از خيانتي كه روا داشته‌ايم و شانه‌اي كه خالي كرده‌ايم از زير بار مسئوليتي كه بر دوشمان بايد سنگيني مي‌كرده و نكرده گويا. گويي از ياد برده‌ايم كلام مقدس را كه فرمود شما را از زمين آفريد و آباداني آن را به شما واگذاشت (هود آيه شصت و يك).
 اين همه داستان پر رنجي است و باري اين همه داستان نيست. به قول شاعر شب را نبايد باور داشت و بايد از فراسوي دهليزش به اميد دريچه‌اي دل بست. پرده ديگر داستان، همان دريچه است كه دل بدان بايد داشت، حكايت آن چه كه اين مواد در خود پنهان دارند. خواص مفيد و نهفته در مواد زائد. قابليت بازگشت اين مواد در چرخه توليد و مصرف، افزايش بهره وري و بازدهي اقتصادي حاصل از آنها.
همان كه «طلاي كثيف» مي‌خوانندش. در واقع بخش عمده‌اي از مواد زائد داراي اين قابليت هستند كه با اعمال برخي فناوري‌هاي مكانيكي، شيميايي و بيولوژيكي به موادي مفيد تبديل شوند و مورد استفاده دوباره قرار گيرند تا افزون بر سود اقتصادي از هدر رفت منابع جلوگيري كنند و مرهمي باشند حتي بر آلودگي هوا.
بدون شك يكي از وظايف مهم حكومت‌ها و مديران شهري، تامين يك محيط زيست سالم و پاك براي شهروندان است. اين امر امكان پذير نيست مگر به واسطه يك سيستم منسجم مديريت پسماند شهري. مديريتي پايدار و مبتني بر مواردي چون: زيبايي‌شناسي، اصول بهداشت عمومي، اقتصاد، مهندسي و غيره.
با چنين نگاهي است كه مي‌توان در مسير رسيدن به توسعه‌اي پايدار و اهداف هزاره سوم، دفع زباله را با سيستم‌هاي پيشرفته بازيابي، بازيافت، سوزاندن براي توليد انرژي و دفن بهداشتي جايگزين كرد و با تبديل مواد زايد به مواد مفيد بازخوردهاي زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي فراواني كسب كرد.

***********

ملت ما

| |
Design By : Night Melody