در دوره ای که آثار احمد محمود را خواندم، با فضاهای جدیدی آشنا شدم. سه رمان بلند او همسایه ها، مدار صفر درجه و درخت انجیر معابد با وجود تمام نقدهایی که به هریک دارم چه در فرم اثر و چه در محتوا، باری هریک دنیایی هستند متفاوت. در آن دوره فرصت خواندن «آدم زنده» نوشته ممدوح بن عاطل ابونزال و آن طور که در شناسنامه ی کتاب ذکر شده ترجمه ی مرحوم احمد محمود را پیدا نکردم. تنها مقدمه مترجم را خواندم که راجع به نویسنده داستان توضیح داده بود:

« تن به مصاحبه مطبوعاتی نداده است، در سال 1931 به دنیا آمده، مردی بوده میان قامت، سفید رو و کمتر حرف می زده است». مدتی که گذشت حین خواندن کتاب « محمود، پنج شنبه ها، درکه » نوشته برزو نابت به مطلب جالبی برخوردم که برایم غیر منتظره بود. کتاب شرح ملاقات و گفتگوهای نویسنده است با احمد محمود. در یکی از این گفتگوهای دوستانه، محمود از کتاب تازه اش « آدم زنده » می گوید. چشمانش برق می زند و با خنده می گوید: « خودم نوشتم  ... کتاب را به یک اسم عربی معرفی کردیم. انگار که حوادث اش در بغداد می گذرد و ربطی به ما ندارد. راحت و آسوده چاپ شد».

            اولین باری بوده گویا که در عمرش کتابی را بی بهانه و دلهره چاپ کرده است. از این که چرا نویسنده بزرگی مانند محمود مجبور می شود کتابش را با اسم دیگری چاپ کند بگذریم که مجال اندک است و سخن بسیار، همین امروز رمان «کلنل» محمود دولت آبادی بعد از سالها در انتظار مجوز ماندن به زبان دیگری چاپ شده و حتی نامزد یکی از معتبرترین جوایز بین المللی گشته و این همه در حالیست که همزبانان نویسنده در میهن او از نعمت خواندن آن محرومند. با این همه خواندن « آدم زنده» اما خالی از لطف نیست. محمود داستانش را به ساده ترین شکل ممکن روایت کرده است، از همین روست که می توان « آدم زنده » را خواند و به راحتی از خواندن آن لذت برد. محمود نویسنده ای بود که داستان را می شناخت و خوب و سنجیده می نوشت. مشخصه ی اصلی این کتاب نیز موجز بودن آن است و این که نویسنده در آن وقت تلف نمی کند. نه زیاده می گوید و نه از چیزی فرو گذاری می کند. می شود کتاب را راحت تا انتها خواند و از آن لذت برد. آدم زنده از سوی انتشارات معین روانه بازار کتاب شده است.

**********

فرهیختگان

| |
Design By : Night Melody