هفت ماه پس از منتشر شدن خبری درباره ی ممنوع الفعالیت شدن فرمان فتحعلیان خواننده ی پاپ، وی به همراه گروه ایلیا در اواسط اسفند ماه به روی صحنه می رود. کنسرتی به مناسبت بیستمین سال فعالیت گروه ایلیا که در آن آهنگسازی، تنظیم قطعات و رهبری ارکستر را فرمان فتحعلیان خود بر عهده دارد.
پشت کامپیوتر می نشینی تا از طریق سایتی که در پوسترهای تبلیغاتی برای خرید آنلاین بلیط معرفی شده، با انتخاب شماره ی ردیف و صندلی، بلیط را به صورت اینترنتی تهیه کنی. در طی مراحل خرید الکترونیک از این که در منزل پشت کامپیوترت نشسته ای و در سرمای آخرین ماه زمستان لیوان قهوه ات کنارت است و هر از گاه مزه مزه اش می کنی و محلی که از نظرت مناسب تر است برای تماشای کنسرت با یک کلیک مشخص می کنی در دل احساس شادی و شعف داری. این احساس خوشایند بفهمی نفهمی در تمام مراحل پرداخت هزینه از طریق یکی از بانکهای عضو شتاب هم ادامه دارد تا بعد از فشردن دکمه ی پرداخت، با مشاهده پیغام "عملیات شما با موفقیت انجام شد" با لبخندی که روی لبانت نقش می بندد تکمیل شود.
  سرور بانک در حال اتصال به صفحه ی سایت مبداء است و لبخندت همچنان بر لب که به پیغام (Internet Explorer cannot display the webpage) بر می خوری. با آرامش دکمه ی رفرش را می فشاری و منتظر می مانی اما باز پیغام همان است و این بار کمی دستپاچه رفرش را امتحان می کنی و باز پاسخی نمی گیری. از تو اصرار است و از شبکه انکار و هر بار پاسخی جز آنچه پیشتر گرفته ای حاصلت نمی شود. بالاخره سایت بالا می آید اما صندلی انتخابی ات به رنگی درآمده که آن رنگ در صفحه راهنمای سایت به عنوان صندلی رزروی مشخص شده با این تاکید که درصورت عدم تکمیل مراحل خرید پس از چند دقیقه رزرو بلیط کنسل خواهد شد. سرعت اینترنت هم، این میان چنان پایین آمده تا عاقبت مجبور می شوی قید خرید اینترنتی و خدمات دولت الکترونیک را بزنی و شال و کلاه کنی به بانک برای پیگیری موضوع و بعد بروی به آدرسی که بتوانی شخصا و حضورا بلیط را تهیه کنی.
  بلیطی در دستت است که ده ردیف عقب تر است از آنچه می خواستی به صورت اینترنتی بخری و قدم زنان نگاهش می کنی و به سمت سالن میلاد نمایشگاه بین المللی روانی. روی بلیط نوشته شده حداقل نیم ساعت قبل از شروع کنسرت در سالن حاضر شوید و تاکید شده درب های سالن راس ساعت بسته خواهد شد. وسواسی که در تو ایجاد شده و ترافیک سنگین روزهای آخر سال تهران، دو ساعتی زودتر از منزل راهی ات کرده و حالا که به نمایشگاه بین المللی تهران رسیده ای یک ساعت و نیم بیشتر به شروع کنسرت زمان است و باید این زمان را به طریقی سپری کنی.
   به هر تقدیر زمان را می گذارنی و همراه با جمعیت چهار طبقه را به سمت محل برگزاری کنسرت طی میکنی. چهره ها بیشتر جوان است و تنوع پوشش شان توجهت را جلب میکند. از خانواده ای که معلوم است از قشر متوسط هستند و چند ساعتی را آمده اند دور هم در یک برنامه ی فرهنگی شرکت کنند تا دختر خانمی با چادر مشکی و حجاب کامل اسلامی همراه دختر خانم دیگری که لااقل در مقایسه با این خانم محجبه پوششی دارد غیر متعارف و با این همه در کنار هم برای تماشای کنسرت آمده اند و این همراهی و همزیستی شان وادارت می کند به تحسین. ردیف و صندلی ات را پیدا می کنی و مستقر می شوی در جایت تا گروه روی صحنه بیایند و برنامه شروع شود. ساعت از 9 که قرار بوده کنسرت شروع شود گذشته با این همه هنوز صندلی های بسیاری خالی است، خبری از گروه نیست و جمعیت همچنان آرام و روان وارد می شوند، چند نفری خوش و بش کنان، چند نفری با کیسه های چیپس و ساندویچ و نوشیدنی به دست و گروهی هم مشغول جستجوی صندلی شان. نیم ساعت دیگر هم سپری می شود و گروه در میان تشویق حضار وارد سالن می شود. چراغهای سالن خاموش شده و گروه در جایش مستقر و باز هنوز جمعیت است که وارد سالن می شوند. نمی دانی این همه جمعیت بعد این همه تاکید چرا هنوز با تاخیر وارد می شوند آنهم در کمال خونسردی. بیشتر می شود تعجبت وقتی قطعه ی اول نواخته می شود و هنوز برخی روی صندلی هایشان ننشسته اند. نمی دانی تقصیر از ما مردم است که فقط بلدیم گله کنیم از وضعیت موجود و خود کوچکترین قدمی برای اصلاح اش برنمی داریم یا تقصیر از برگزار کنندگان کنسرت است که توانایی برقراری نظم را ندارند. قطعاتی از آلبوم های پیشین فرمان فتحعلیان از مقیم و راه عشق گرفته تا مست و خراب و همین آخری با مردم بیگانه نواخته می شود. فرمان فتحعلیان خود گیتار کلاسیک می نوازد، شاهرخ پور میامین گیتار الکتریک. گیتار باس، درام، پرکاشن، تنبور و دف و فلوت و تبلا دیگر سازبندی گروه ایلیا را تشکیل می دهند. نوبت می رسد به قطعه ی آخر پارت اول کنسرت که خیلی ها منتظرش هستند و پیشتر هم درخواست اجرایش را داشته اند. سالن تا آستانه ی انفجار پیش می رود و ترانه ی ناجی از آلبوم راه عشق نواخته می شود. ترانه ای با شعر، آهنگ و تنظیم فرمان فتحعلیان. بعد از ناجی حالا پنج دقیقه ای گروه استراحت می کند و تو باز فکر می کنی این جمعیت که با این همه تاخیر سرجایشان نشسته اند این پنج دقیقه را کجا می خواهند بروند که اینطور و با این عجله صندلی شان را ترک می کنند و بعد فکر می کنی چه قدر طول خواهد کشید تا باز سر جاهاشان مستقر شوند.
   پارت دوم کنسرت شروع شده و باز قطعاتی از آلبوم های پیشین نواخته می شود. از همه زیباتر قطعه ی مقیم است در مدح حضرت امیر مومنان که با تک نوازی دل نشین تنبور آغاز می شود و هوایی ات می کند ناجور. قطعه ی مقیم را فرمان فتحعلیان به مادرش که در سالن نشسته تقدیم می کند. مادر مهربانی که طبق گفته ی خودش اولین بار او بوده که فرمان را با نام زیبای علی آشنا کرده.
در طی اجرای کنسرت تصاویری در مانیتوری که درست پشت سر گروه قرار دارد پخش می شود که هر چه تلاش می کنی بفهمی چه سنخیتی با قطعاتی که اجرا می شوند دارند، به جایی نمی رسی. دیگر نیز تقدیر و تشکر فرمان فتحعلیان است از افرادی که به هر تقدیر نقش داشته اند در برگزاری کنسرت، از هنرمندانی که در سالن حضور دارند و از افراد دیگری که بین قطعات از آنها نام می برد و تهیه کننده کنسرت هم مدام یادداشت است که به دست وی می دهد. این درست که هفت خوانی سپری کرده گروه ایلیا تا بتواند امشب به روی صحنه رود باز به نظرت این همه تقدیر و تشکر از افراد مختلف وصله ای است ناجور برای این کنسرت. ترانه ی شقایق که تمی عاشقانه دارد و موسیقی دلچسب هم تقدیم می شود از سوی فرمان به همسرش که یار و یاور این سالهایش بوده و دلگرمی اش برای تحمل سختی ها. بعد تر ترانه ی بابا حیدر است باز در رسای حضرت امیر که این بار سالن را منفجر می کند و تماشاگران در طول اجرایش با فریادشان فرمان را همراهی می کنند. قطعه ای با آهنگ و تنظیم فرمان فتحعلیان و شعری از علی عمرانی. قطعه ی شهر لیلی که هنوز در آلبومی منتشر نشده و یکی دو قطعه از آلبوم های پیشین آخرین ترانه هایی هستند که اجرا می شوند و اجرای دوباره ی قطعه ی ناجی با اصرار تماشاگران عیدی فرمان فتحعلیان است به حاضرین در سالن و حسن ختام برنامه.
   به سمت درب خروجی حرکت می کنی و بعد مسیر خروجی سالن میلاد است و ازدحام جمعیت و تو که راضی و خرسندی از سپری شدن شبی خوش و این فکر در سرت که چه می شد شرایطی فراهم می شد تا هنرمند سرزمین ات با آرامش و با کمترین دغدغه به حرفه ی خود بپردازد و بعد که همچو شبی برنامه ای داشت این برنامه در سالنی استاندارد و با ظرفیت مناسب اجرا می شد و چه می شد اگر تماشاگران حضورشان با مراعات و ملاحظات بیشتری همراه بود. اینها و چه می شدهای دیگر در سرت است تا به خانه برسی و سر بر بالین بگذاری و زیر لب زمزمه کنی یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الا احسن الحال.

*********

یادداشتی که برای یکی از روزنامه های صبح میهن نوشته بودم، اما به ناگاه از صفحه ی شان حذف شد. تنها به این بهانه که فرمان فتحعلیان مشکل دارد! لابد برای این که از حضرت امیر می خواند.

| |
Design By : Night Melody