در حالی که پس از ناتوانی دولت در کنترل قیمتها، موضوع گرانی های بی سابقه ی اخیر به جلسه ی مشترک سران قوا نیز رسیده و این گرانی ها و عوامل مرتبط با آن مورد بحث سران سه قوه واقع شده، بانک مرکزی گزارش هفتگی خود مبنی بر متوسط قیمت خرده فروشی برخی از مواد خوراکی را در تهران منتشر کرد. این گزارش که در هفته ی منتهی به 16 تیر ماه امسال منتشر شده حکایت از گرانی 91 درصد از کالاهای خوراکی دارد. گزارش بانک مرکزی می گوید 10 گروه از 11 گروه کالایی، طی هفته ی مورد بررسی نسبت به زمان مشابه در ماه قبل با افزایش قیمت روبرو بوده اند. این 10 گروه شامل گروه های لبنیات، تخم مرغ، برنج، حبوبات، میوه و سبزی، گوشت مرغ، چای، روغن نباتی و قندوشکر می باشد. همچنین گروه گوشت قرمز (معادل 9 درصد) در مقایسه با هفته ی مشابه ماه قبل کاهش قیمت را تجربه کرده است. نسبت به هفته ی پیشین اما افزایش قیمت در چهار گروه لبنیات، تخم مرغ، گوشت قرمز و قند و شکر مشاهده می شود و گروه های میوه و سبزی، گوشت مرغ و چای کاهش قیمت داشته اند و سه گروه برنج، حبوبات و روغن نباتی در مقایسه با هفته ی گذشته دستخوش تغییرات قیمتی نبوده اند. همچنین بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا طی این هفته بیشترین افزایش قیمتها نسبت به هفته مشابه در سال قبل مربوط به هلو با 175 درصد، طالبی با 128 درصد، سیب زرد با 122 درصد، سبزی های برگی با 107 درصد و زردآلو با 101 درصد افزایش قیمت بوده است. این مقایسه نشان می دهد که سبد معیشت خانوار در این موارد با شوک بزرگی مواجه بوده است. به هر تقدیر آنچه امروز بر کسی پوشیده نیست بار سنگین قیمتهای مواد غذایی بر دوش مردم و به خصوص اقشار مستضعف و آسیب پذیر جامعه است. بررسی آمار منتشر شده در خصوصیت وضعیت غذا و تغذیه در ایران و پیش از آغاز موج فزاینده ی گرانی ها لزوم توجه بیشتر به مقوله ی امنیت غذایی را آشکار می سازد. موضوعی که با توجه به روند فزاینده ی افزایش قیمتها اهمیت بیشتری می یابد. بر اساس این آمار تا پیش از این خانوارهای شهری 23.29 درصد از هزینه کل زندگی خود را به خوراک اختصاص می دادند. با این حال تخمین زده می شد که بیش از 20 درصد از جامعه دسترسی اقتصادی کافی به غذا نداشته باشند و هم چنین حدود 50 درصد مردم برای تامین سیری سلولی دچار مشکل باشند. آمارها همچنین کمبود انرژی در یک چهار مردم و نیز کمبود دریافت ریز مغذی ها را در نیمی از مردم نشان می دادند. 540 هزار کودکِ دچار کمبود وزن و سوء تغذیه، 800 هزار کودکِ زیر پنج سال دچار کوتاهی قد و از طرفی 4.6 درصد پسران و 1.4 درصد دختران نوجوان دچارِ چاقی از نکات نگران کننده ی وضعیت پیشین بوده اند. همچنین بر اساس بررسی محققان خانه ی کشاورز دست کم چهار دهک جامعه قدرت و توان مصرف پروتئین حیوانی مورد نیاز را به اندازه ی کافی نداشته اند که وضعیت دو دهک اول جامعه به شدت و خارج از انتظار بحرانی گزارش شده است. در واقع به رغم اشباع بازارهای داخلی از مواد غذایی، از یک سو گرانی بیش از حد مواد غذایی در کشور با توجه به واردات فراوان و از سوی دیگر فقر و کمبود درآمد در دهک های پایین جامعه سبب شده جایگاه سوء تغذیه مردم ایران به جای حداقل 3 درصد و حداکثر 7 درصد در منحنی های استاندارد، طبق آمار ارائه شده رقمی در حدود 20 تا 40 درصد باشد. بدیهی است ادامه ی روند موجود که به کاهش روزافزون قدرت خرید مردم منجر خواهد شد، امنیت غذایی را به خصوص از دیدگاه دسترسی اقتصادی به غذا که امروزه در بیشتر تعاریف پذیرفته شده از امنیت غذایی تاکید ویژه ای روی آن صورت می گیرد با بحران مواجه خواهد ساخت. در تعاریفی که امروزه از امنیت غذایی ارائه می شود بر دسترسی به غذا (Food Accesee) نسبت به دو بعد دیگر آن یعنی موجودی غذا (Food Availability) و استفاده از مواد غذایی (Food Utilization) تاکید بیشتری می شود به طوری که سایمون ماکسول اقتصاددان انگلیسی با رویکردی پست مدرن امنیت غذایی را چنین تعریف می کند: «یک کشور و ملت زمانی امنیت غذایی دارند که نظام غذایی آنها به گونه ای عمل کند که هراس از نبود غذای کافی از بین برود». این اقتصاد دادن معتقد است امنیت غذایی وقتی به دست می آید که افراد فقیر و آسیب پذیر، به ویژه زنان و کودکان، به مقدار غذایی که تمایل و نیاز دارند دسترسی داشته باشند. باری این همه در حالیست که یارانه نقدی به ازای هر نفر 45 هزار و 500 تومانی تیر ماه شنبه شب به حساب سرپرستان خانوارها واریز شده است و از صبح یکشنبه 18 تیرماه قابل برداشت بوده اند. یارانه ای که در ابتدای اجرای طرح هدفمندی یارانه ها در ابتدای هر ماه توسط دولت واریز می شد که به دلیل مشکلات پیش آمده در رابطه با برداشت از حسابها به دلیل همزمانی با پرداخت حقوق پایان ماه، به اواسط ماه موکول شد و بعد هم مسئولان سازمان هدفمندی یارانه ها اعلام کردند که یارانه های نقدی تا پایان هفته دوم هر ماه به حساب سرپرستان خانوار واریز خواهد شد و بالاخره این که سرانجام بعد از گذشت هفده روز از ماه تیر این مبلغ به حسابها واریز شد تا مردم چشم انتظار واریز یارانه ی نقدی مرحله ی هفدهم با توجه به قیمت اقلام و شرایط بازار، فکری به حال سبد معیشتی مورد نیازشان کنند. یارانه ای که البته پیشتر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نسبت به بی اثر شدن آن هشدار داده بود. معجزه ادبیات «کتاب به دست نشسته پشت میزی یا لم داده توی صندلی راحتی، یکی از زیباترین مناظر جهان است. صفحه به صفحه میخوانیم و ورق میزنیم، فارغ از چند و چون این زندگی روزمره و به دور از صداهای گوش خراش این جهان، در زندگانی موجود در کتاب غرق میشویم و چون سر بر میآوریم خود را و جهان را بهتر و عمیقتر شناختهایم ...». این بهشت گمشده ی انسان را که مرحوم گلشیری چنین شرحش کرده، می توان بیش و کم با خواندن رمان «قیدار» رضا امیرخانی تجربه کرد. خصوصا این که این تازه ترین و خوشخوان ترین اثر داستانی امیرخانی، از جوانمردی می گوید و از آیین جوان مردان، آنهم در روزگاری که مردانگی ننگ است و عرصه بر مردان تنگ. «قیدار» را که می خوانی با آن زبان شسته رفته و تمیزش تلنگری می زند و پرتابت می کند به تهران دهه ی پنجاه تا برای ساعتی هم که شده تو را از آنچه دچارش هستی و گرفتار آن، رها کند و همنشین و دم خورت کند با مرام و سلک اهل فتوت، آنهم «به اسم اسمی قیدار»! بعد که سر بر می آوری این سوال بی جواب در ذهنت نقش بسته که چه بر سرت آمده در این سالها که حال و روز امروزت چنین است و چنان که می دانی. و این معجزه ی ادبیات است و هنر داستان. همان که ماریو بارگاس یوسا برنده ی نوبل ادبی می گوید: «وقتی جامعه ای ایدئولوژیک وارد بحران می شود، به نظر می آید زندگی عاری از هر گونه تمهیدات الزام آور، عقاید تعصب آمیز و قواعد اخلاقی می شود و به هرج و مرج می رسد. این مطلوب ترین زمان برای داستان است. نظم و ترتیب آن پناه و امنیت و بروز بدون هزینه آن، آرزوها و ترس هایی را در اختیار می گذارد که زندگی واقعی موجب بروز آنها شده و قادر به برآورده کردن یا رفع شان نیست. داستان جایگزین موقت برای زندگی است. بازگشت به واقعیت تقریبا بینواسازی بی رحمانه است، تایید این که ما کمتر از آنی هستیم که خیال کرده بودیم. این یعنی این که داستان با تحریک تخیل، هم به طور موقت عدم رضایت انسان را آرام می کند و هم زمان باعث برانگیختن آن می شود». «قیدار» آخرین رمان و جدیدترین اثر رضا امیرخانی که در نمایشگاه کتاب امسال و از سوی نشر افق منتشر شد، شبیه ترین اثر اوست به «من او». شباهت های قیدار با علی فتاح «من او» کم نیستند. از تمکن مالی هر دو بگیر تا لوطی مسلکیشان و باورهای مذهبی این دو و ویژگی های مشترک دیگری که می توان با کمی دقت و کندوکاو در خلق و خوی ایشان یافت. به اینها که اضافه کنی فضا و لحن تهران دهه ی پنجاه را و شخصیتی چون سید گلپا را که قیدار عزلت نشین را تولدی دوباره می بخشد، به یاد می آوری درویش مصطفای «من او» را که علی فتاح معتکف را به خود می آورد و این چنین می توانی رد پای نوشته های پیشین امیرخانی را در «قیدار» بسیار پر رنگ ببینی. در طول نه فصل این رمان سیصد صفحه ای که به اسامی ای چون «مرسدس کروک، تاکسی فیات دویست ودوی کبریتی، اسب اینترنشنال و بالاخره فصل انتهایی براق بالدار ...» مزین شده اند، قیدار در مسیری قرار می گیرد که طی آن به سیر و سلوکی می رسد که حاصلش نوعی بازتعریف است از خود: از خوش نامی به بد نامی و بعد گذر از بدنامی به گمنامی و بعد به غربت. با این وجود «قیدار» در مقایسه با سایر آثار داستانی نویسنده به خصوص دو رمان برجسته ی امیرخانی «من او» که در سال 1378 منتشر شده و «بیوتن» که در سال 1387 به بازار عرضه شده، به نسبت اثر ضعیفی به شمار می آید. اجزای داستانی اش به اندازه «من او» به دل نمی نشیند و شخصیتهایش قوت لازم را ندارند و روایتش نیز از استحکامی چون «بیوتن» برخوردار نیست. در واقع بعد از رمان جنجالی «بیوتن» و اقبال فوق العاده ی آن در فروش، تا پیش از «قیدار» امیرخانی سه کتاب منتشر کرده که هیچ یک اثری داستانی به شمار نمی آیند. «سرلوحه ها» در روزهای پایانی سال 1387 گزیده ی یادداشت های نویسنده، «نفحات نفت» مقاله ی بلندی که در سال 1389 و در نقد مدیریت نفتی منتشر شد و بالاخره «جانستان کابلستان» سفرنامه ای که حاصل سفر وی بود به افغانستان و در سال 1390 به بازار عرضه شد. شاید این دوری نویسنده از رمان نویسی و تبع آزمایی اش در فضایی به غیر از داستان، سبب شده که «قیدار» نتواند جایگاهی به دست آورد در حد و اندازه ی انتظارات از رضای امیرخانی.
| Design By : Night Melody |




