جمعيتي كه روز به روز افزايش مييابد، تكنولوژياي كه هر دم پيشرفتهتر ميشود و ميبلعد بيش از پيش منابع طبيعي و خدادادي را، و بالاخره ميليونها تن مواد زائدي كه روزانه بهطور جامد، مايع و گاز توليد ميشود، واقعيتي است كه گريزي از آن نيست. انسان در روستا يا شهر، در بخش كشاورزي يا بخش صنعت، در هر بخشي و هر جايي هر فعاليتي كند، ناگزير است از توليد زباله. پيشتر حتي برخي ميزان مواد زائد را نشاندهنده رشد جمعيت دانستهاند و توليد پسماند را بخش مهمي از فرآيند حيات به شمار آوردهاند. ***********
موادي كه با پيشرفت فناوري، نفوذ بيشتر فرهنگ مصرف گرايي و بهرهگيري بيش از پيش از منابع طبيعي و خدادادي، از جمله استفاده از نفت، گاز طبيعي و غيره و تبديل آنها به انواع مواد پتروشيميايي و پليمري و... بر ابعاد و پيچيدگيشان افزوده ميشود و خطرناك ترمي شوند بيش از پيش براي آب، خاك و هوايي كه در آن زندگي ميكنيم و براي فرداي پيش روي.
يك نگاه كافي است به اطراف خود بيندازيم و ببينيم نهرها و رودخانههايي را كه مواد زايد و شيرابه حاصل از اين مواد را روانهشان ميكنيم و به دست خود آلوده ميسازيم بيولوژيكي و شيميايي اين آبها را و بعد همين آب را براي آبياري و غيره مورد استفاده قرار ميدهيم و بيتفاوتيم به اينكه اين آب آلوده مستقيم و غير مستقيم ميتواند ناقل بسياري بيماريها باشد و خسارات جبرانناپذيري به فرآيند حيات وارد سازد.
از سويي ديگر تلنبار كردن زباله و رها كردنش در هواي آزاد، دفن غير بهداشتي زباله، همان كار رايج ما در بسياري نقاط مختلف كشور، عدم توجه به اصول زباله سوزي و سوزاندن زباله با شيوههاي نادرست، منجر ميشود به توليد گازهاي سمي و خطرناك، پديده گلخانهاي، ذرات معلق و آلودگي هوا و نهايتا سينههايي كه به خس خس ميافتند و نفسهايي كه به شماره. امروزه در بسياري از كشورها دفع زباله تفاوت بسيار دارد با آن چه كه ما بدين نام انجام ميدهيم.
اصول ابتدايي در يك محل دفن فراهم كردن مكاني است مجهز به بستري عايق براي جلوگيري از آلودگي آبهاي زير زميني، دفن پسماند در گودالي بزرگ و در نهايت فشردهسازي پسماند با استفاده از ماشينهاي سنگين و پوشاندن سطح آن. روالي كه كمتر در ايران رواج دارد و متاسفانه دفن عمدتا غير بهداشتي جايگزين آن شده است. دفن غير بهداشتي زباله و ناديده گرفتن ابتداييترين اصول آن، نتيجهاش ميشود سموم، فلزات سنگين و انواع آلايندههايي كه به خاك هديه شان ميكنيم.
همان خاكي كه توقع داريم بستري باشد براي تامين غذاي هفت ميليارد جمعيت حال حاضر جهان و جمعيت رو به رشد آتي آن. باري آنچه ما از ديرباز به دليل هزينه كم آن و بيتوجه به پيامدهاي زيست محيطياش انجام ميدهيم در عمل چيزي نيست جز فريب خود و مخفي كردن پسماند به اندازهاي كه به آساني ديده نشود! بماند اينكه گاهي همين اندازه هم زحمت به خود نميدهيم و رها ميكنيم زباله را در طبيعت به امان خدا تا چه پيشآيد كه گفتهاند درويش را هر چه پيش آيد خوش آيد!
اگر نبود مدتي پيش انتشار تصاوير دهشتناك از جنگلهاي كلاردشت و بعد اعتراض وسيعي كه در دنياي مجازي و رسانههاي مستقل نسبت به آن فاجعه شد، كك مان هم نميگزيد از خيانتي كه روا داشتهايم و شانهاي كه خالي كردهايم از زير بار مسئوليتي كه بر دوشمان بايد سنگيني ميكرده و نكرده گويا. گويي از ياد بردهايم كلام مقدس را كه فرمود شما را از زمين آفريد و آباداني آن را به شما واگذاشت (هود آيه شصت و يك).
اين همه داستان پر رنجي است و باري اين همه داستان نيست. به قول شاعر شب را نبايد باور داشت و بايد از فراسوي دهليزش به اميد دريچهاي دل بست. پرده ديگر داستان، همان دريچه است كه دل بدان بايد داشت، حكايت آن چه كه اين مواد در خود پنهان دارند. خواص مفيد و نهفته در مواد زائد. قابليت بازگشت اين مواد در چرخه توليد و مصرف، افزايش بهره وري و بازدهي اقتصادي حاصل از آنها.
همان كه «طلاي كثيف» ميخوانندش. در واقع بخش عمدهاي از مواد زائد داراي اين قابليت هستند كه با اعمال برخي فناوريهاي مكانيكي، شيميايي و بيولوژيكي به موادي مفيد تبديل شوند و مورد استفاده دوباره قرار گيرند تا افزون بر سود اقتصادي از هدر رفت منابع جلوگيري كنند و مرهمي باشند حتي بر آلودگي هوا.
بدون شك يكي از وظايف مهم حكومتها و مديران شهري، تامين يك محيط زيست سالم و پاك براي شهروندان است. اين امر امكان پذير نيست مگر به واسطه يك سيستم منسجم مديريت پسماند شهري. مديريتي پايدار و مبتني بر مواردي چون: زيباييشناسي، اصول بهداشت عمومي، اقتصاد، مهندسي و غيره.
با چنين نگاهي است كه ميتوان در مسير رسيدن به توسعهاي پايدار و اهداف هزاره سوم، دفع زباله را با سيستمهاي پيشرفته بازيابي، بازيافت، سوزاندن براي توليد انرژي و دفن بهداشتي جايگزين كرد و با تبديل مواد زايد به مواد مفيد بازخوردهاي زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي فراواني كسب كرد.
| Design By : Night Melody |




