نه! من خانه ای ندارم. سقفی نمانده است. دیوار و سقف خانه ی من همین هاست که می نویسم. همین طرز نوشتن از راست به چپ است. در این انحنانی نون است که می نشینم. سپر من از همه ی بالایا، سرکش کاف یا گاف است. در فاصله ی کمتر از دو ماه پس از انتشار «محتسب» این روزها آلبوم جدیدی از علیرضا عصار منتشر و روانه ی بازار گردیده با نام «بازی عوض شده»، با آهنگسازی و تنظیم فواد حجازی تا شاید پایانی باشد بر کم کار بودن عصار در این سالها. بین انتشار«محتسب» و «نهان مکن» دو آلبوم آخر عصار پنج سال وقفه افتاده بود و حالا در کمتر از دو ماه بعد از کار موفق قبلی، اثر جدیدی از عصار روانه ی بازار می شود و این در حالی است که این آلبوم قرار بود پیشتر منتشر گردد و هر بار به دلایلی نامعلوم انتشار آن به تعویق افتاده بود. ابتدا قرار بود همزمان با سالروز آزاد سازی خرمشهر و در سوم خرداد «بازی عوض شده» توزیع گردد که در آن تاریخ عرضه نشد. بعد قرار شد که پیش از ماه مبارک رمضان ابتدا این آلبوم و در آستانه ی عید فطر «محتسب» روانه ی بازار شود، اتفاقی که باز رخ نداد و تاریخ دیگری برای انتشار آن اعلام شد، هفته ی دفاع مقدس هم آمد و از آلبوم خبری نبود تا این که بالاخره و در روزهای ابتدایی دی ماه به همت معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس طلسم شکسته شد و سرانجام آلبوم روانه بازار گردید. *******
«بازی عوض شده» آلبومی است در مورد دفاع مقدس ملت ایران و در پاسداشت رزمندگان جنگ هشت ساله و به خصوص مدافعین خرمشهر. تصویر روی جلد آلبوم نیز حکایت می کند از همین حال و احوال. تصویری از نخل و غروب شهر در کنار پرچم و سلاح که نشان از فتح اند و پیروزی. آلبوم از هفت قطعه تشکیل شده با محتوای جنگ تحمیلی و در عین حال با نقدی که می کند بر اوضاع و احوالات بعد از جنگ. نقدی که در بعضی موارد نیش دار و طعنه دار می شود و شاید همین نکته ی برجسته ی آلبوم باشد و آن را از کارهای های سفارشی در این مقوله متمایز کند.
حکایت کارهای سفارشی در عرصه هنر و در این سالها، چندان حکایت خوشایندی نیست و تجربه ی آثاری که به صورت سفارشی عرضه شده اند، تجربه ی موفقی نبوده است. با وجود صرف هزینه های گزاف نه تنها آثار فاخر و ارزشمندی در این زمینه تولید نشده بلکه آثاری عرضه شده که بیشتر تجاری اند و فاقد کیفیت و تاثیر گذاری لازم. هنر عرصه فرمایش و سفارش نیست و وقتی کاری سفارشی و فرمایشی تولید می شود، بر دل مردم نمی نشیند و تبدیل نمی شود به اثری ماندگار. همین می شود که در همین حوزه ی دفاع مقدس و برای مثال در ادبیات داستانی با وجود خیل عظیم کارهایی که درباره ی جنگ تحمیلی نوشته شده اند، هنوز بهترین کار «زمین سوخته» ی مرحوم احمد محمود است با وجود تمام نقطه ضعف هایش. رمانی که نویسنده اش نه ادعایی در این زمینه داشت و نه چشم داشتی به جایی و کسی و حتی در بیشتر سالها مغضوب نهادهای سفارش دهنده بود!
با این تفاسیر عصار این بار وارد مقوله ای شده که می تواند چون تیغی دو لبه برای او و جایگاه هنری اش باشد. نکته ای که خود در مصاحبه با یکی از سایتهای وابسته به طرفدارانش به آن اشاره می کند و سفارشی بودن آلبوم را رد می کند و می گوید اگر به کاری قلبا اعتقاد نداشته باشد، آن را انجام نمی دهد: «من اگر درباره ی دفاع مقدس خوانده ام به خاطر علاقه شخصی و اعتقاد قلبی ام بوده است نه به خاطر این که کسی آن ها را به من سفارش داده باشد». در بخش دیگری از گفتگویش با این سایت خواندن از رشادت های رزمندگان جبهه و جنگ را وظیفه ی خود می داند و در عین حال نمی تواند نسبت به وقایع بعد از جنگ بی تفاوت باشد: «بعد از اتمام جنگ داستان دیگری شد. کسانی که معلوم نیست در زمان جنگ کجا بودند، از سکوت بچه های جبهه و جنگ سواستفاده کردند». این چنین می شود که در قطعه ی اول آلبوم که نام آلبوم از روی آن انتخاب شده می خواند: این دوستانی که دم از جنگ می زنند، از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند/ همسفره های خلوت آن روزها ببین، این روزها چه ساده به هم انگ می زنند/ هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز، ما را به رنگ جماعتشان رنگ می زنند/ بازی عوض شده و همان هم قطارها، از داخل قطار به ما سنگ می زنند ...
به هر تقدیر باید صبر کرد و دید هواداران وفادار علیرضا عصار و دو دیگر مخاطبان این گونه آثار چگونه با «بازی عوض شده» ارتباط برقرار خواهند کرد. آیا به آن به دیده ی اثری سفارشی نگاه خواهند کرد مانند بسیاری دیگر از آثار منتشر شده در این مقوله و یا به این نتیجه خواهند رسید که عصار قائده ی بازی را عوض کرده؟
| Design By : Night Melody |




