چند روزی است عمویم به علت دفع شدید خون در بیمارستان بستری است ( اخبار مربوط به بستری شدن عمویم را به همراه تصاویرش اینجا ببینید ) . این چند روز خانواده آرام و قرار نداشتند ، پدرم بیشتر از همه نگران بود ، نگرانی را به وضوح در صدایش و نگاهش می دیدم . مادرم دعای توسل می خواند . عمو و مادر بزرگ و عمه ام از تبریز به تهران آمدند ، همه نگران از شرایط عمویم بودیم و در این نگرانی هم دل و یکرنگ . پزشکان معالج اش هم با وجود آزمایشهای گوناگون نوع و علت بیماری را مشخص نمی کردند و همین بیشتر نگرانمان می کرد . تا این که امروز همزمان با بهبودی نسبی حال عمویم در نتیجه یکی از آزمایشات علت بیماری مشخص شد و الحمد الله نگرانی ها تا حدود زیادی برطرف شد .
 در این چند روز اخیر مخصوصا بعد از عمومی شدن خبر بستری شدن عمویم دوستان زیادی به بیمارستان مراجعه کردند و عده بسیاری هم از تبریز و مرند و جلفا و ... تماس گرفتند و تلفنی جویای احوال عمویم بودند . وظیفه خودم دانستم که از طرف خانواده ام از همه این عزیزان مخصوصا آقای محمد صالح علای عزیزم تشکر و قدردانی کنم و برای همه آروزی عافیت و سلامتی داشته باشم .

×××××××

 امروز متوجه شدیم استاد شهناز در اتاق کناری بستری است . عکس عمویم و استاد شهناز را اینجا ببینید .
 

| |
Design By : Night Melody