امروز آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد . منهم شرکت کرده بودم . خیلی ناراحت کننده است که سر جلسه کنکور سوال برایت آشنا باشد و نتوانی جواب بدهی ، یا بین دو گزینه شک داشته باشی و نتوانی گزینه صحیح را انتخاب کنی . چه قدر خوب است
تا بهمن ماه که آزمون سراسری برگزار می شود چند ماهی وقت دارم . الحمد الله برای ترم هفتم و هشتم واحدی نمانده که مجبور شوم کلاس بروم . بیست و چهار واحد این ترم انتخاب کرده ام و علاوه بر این ، هفت واحد دیگر را با هماهنگی اساتیدشان کلاس می روم تا ترم آینده فقط امتحان بدهم . سی و یک واحد کلاس رفتن در یک ترم کمی خسته ام کرده است . از طرفی از این هفته تا هشتم تیر ماه مدام امتحان دارم . هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ روحی خسته ام . باید استراحت کنم . به هوای تازه نیاز دارم .
امروز بعد از مدتها کتابی به دست گرفتم . کلاه کافکا ، گزیده شعرهای ریچارد براتیگان . بعضی از شعرهایش بیشتر به دلم نشست ، به قول مقدمه کتاب ساده و فریبنده بودند . از جمله این شعر . شعری به نام عاشقانه .
که صبح بیدار شوی
به تنهایی
و مجبور نباشی به کسی بگویی
دوست اش داری
وقتی دوستش نداری
دیگر
| Design By : Night Melody |




