پیشتر همینجا وعده کردیم از مدیریت منابع آب و نقشی که می تواند مدیریت بهینه ی آن در تامین امنیت غذایی ایفا کند بیشتر سخن بگوییم. آب بدون شک یکی از بزرگترین چالش هایی است که بشر در حاضر با آن روبروست که خود به تنهایی می تواند سر منشا بسیاری از تحولات آینده ی زمین باشد، به طوری که برخی حتی پیش بینی می کنند در آینده ای نه چندان دور آب چون نفت مورد معامله قرار گیرد. بر اساس مطالعات انجام شده توسط موسسه بین المللی مدیریت آب (IWMI)، در سال 1950 دوازده کشور با جمعیتی حدود 20 میلیون نفر با کمبود آب مواجه بوده اند. این رقم در سال 1990 به 26 کشور افزایش یافت با جمعیتی نزدیک به 300 میلیون نفر و پیش بینی می شود در سال 2025 تعداد 65 کشور جهان با جمعیتی میلیاردی با کمبود آب مواجه شوند. در واقع خلاء ای که بین توان تامین آب و شدت تقاضای آن ایجاد می شود مساله ای است بحران آفرین و اگر استفاده از آب با تکیه بر مدیریت عرضه آب ادامه یابد و قرار باشد امنیت آبی از این طریق تامین شود چندان دور از انتظار نخواهد بود اگر زبان مفاهمه در این بخش به مخاصمه تبدیل گردد.

در همان یادداشت اشاره کردیم که کشور ما با توجه به میزان برداشتی که از منابع آب تجدید پذیر خود می کند، بر اساس شاخص فالکن مارک در آستانه ی تنش آبی قرار دارد و بر اساس شاخص سازمان ملل متحد نیز با بحران شدید آبی مواجه است. اهمیت این بحران دو چندان می شود وقتی این شرایط را در کنار سهم بیش از 90 درصدی بخش کشاورزی از مصرف آب در کشور قرار دهیم و بعد در ذهن مرور کنیم تاثیری که این مهم می تواند در برقراری امنیت غذایی کشور ایفا کند. از 165 میلیون هکتار مساحت کل کشور حدود 37 میلیون هکتار را اراضی مناسب جهت کشاورزی تشکیل می دهد که با توجه به محدودیت منابع آبی همه ی این اراضی مورد کشت و زرع قرار نمی گیرد. حدود 7.5 میلیون هکتار به صورت آبی و 6 میلیون هکتار هم به صورت دیم کشت می شود که با توجه به موقعیت اقلیمی کشور و هم چنین پراکنش نا مناسب زمانی و مکانی بارندگی در ایران، با وجود وسعت تقریبا یکسان کشت دیم و آبی کشور، این کشت فاریاب است که محور اصلی در تولید مواد غذایی است. همواره در چند سال گذشته نزدیک به 90 درصد کل تولید محصولات کشاورزی ایران از کشت های آبی حاصل شده اند. از طرفی برای آبیاری همین 7.5 میلیون هکتار سطح زیر کشت آبی شامل 6.3 میلیون هکتار زمین زراعی و 1.2 میلیون هکتار باغات حجمی نزدیک به 87 میلیارد متر مکعب آب مصرف می شود، بد نیست بدانید برای تامین مواد غذایی سه نفر در سال، یک هکتار زمین کشاورزی مورد نیاز است و خود محاسبه کنید با توجه به جمعیت هفتاد و پنج میلیونی کشور که همین هفته ی گذشته بر اساس سرشماری سال 90 اعلام شد، سطح زیر کشت آبی به چه میزان باید افزایش یابد. افزون بر این مساله ی مهمی که در اینجا مطرح می شود میزان راندمان آبیاری است که به طور کلی در سطح جهان پایین است و البته متغیر. برای مثال این مقدار از 20 درصد در شالیزارهای سنتی تا 90 درصد در سیستم های آبیاری قطره ای متغیر می باشد. بر اساس برآورد فائو متوسط راندمان آبیاری در کشورهای در حال توسعه 38 درصد بوده است. در کشور ما راندمان آبیاری دستخوش موارد متعددی است. مثلا همین نا مناسب بودن اندازه و شکل مزارع کشور در ارتباط با نحوه ی آبیاری تاثیر زیادی در کاهش این مقدار می گذارد. این مورد البته در بحث مکانیزاسیون کشاورزی هم یکی از عوامل تاثیر گذار است که ان شالله بعد ها در مورد آن در همین جا بیشتر سخن خواهیم گفت. فرسوده بودن شبکه ی توزیع آب در برخی موارد و بهره برداری نامناسب از تاسیسات آبیاری موجود از دیگر عوامل دخیل در راندمان آبی کشور هستند.

در چنین شرایطی بهره وری آب کشاورزی است که امروزه در راستای رسیدن به توسعه ای پایدار مطرح می شود. بهره وری به طور کلی مفهومی است جامع و چند وجهی که افزایش آن به منظور ارتقاء سطح زندگی، رفاه و آرامش انسانها همان طور که گفتیم امروزه بسیار مورد توجه و مد نظر سیاستگذاران در کشورهای مختلف است. در واقع بررسی عملکرد کشورهایی که در طی سالیان اخیر رشد اقتصادی مناسب و در برخی موارد چشمگیری داشته اند بیان گر این واقعیت است که این رشد را مدیون افزایش بهره وری در حوزه های مختلف بوده اند. در بخش کشاورزی نیز تحقیقات نشان داده با بهبود بهره وری آب در اراضی آبی و دیم می توان روند نگران کننده کنونی را تعدیل کرد. امری که نیاز به یک سری مقدمات در حوزه های مختلف مدیریتی و اداری، سرمایه گذاری و زیر بنایی و ... دارد که در آینده از آنها بیشتر خواهیم نوشت.


******

فرهیختگان

| |
Design By : Night Melody