عنوان این یادداشت برگرفته از نام رمان بلندی است نوشته ی مرحوم احمد محمود که در سال 1372 و برای نخستین بار منتشر گردید. این رمان سه جلدی در کنار «کلیدر» محمود دولت آبادی یکی از آثار برجسته و بلند ادبیات داستانی معاصر محسوب می شود و به تعبیری شاید جز آخرین دسته از آنها. همین چند سال پیش هم شبکه ی اول سیمای جمهوری اسلامی ایران فیلمی را به همین نام و به کارگردانی و نویسندگی حسن فتحی به روی آنتن برد. فیلمی که در زمان خود جزو آثار پربیننده و موفق تلویزیونی محسوب می شد و صد البته داستانش ربطی به «مدارصفردرجه» ی مرحوم احمد محمود نداشت و تنها از آن نامی به عاریت گرفته بود. این یادداشت نیز به نوبه ی خود کمترین ارتباط را با رمان بلند مرحوم محمود دارد و در نگاهی واقع بینانه به لحاظ محتوا هیچ ارتباطی بین این دو نوشته نیست و تنها شاید بتوان گفت انتخاب این نام ادای احترامی است به روان آقای نویسنده. مرحوم محمود در گفت و گویی با لیلی گلستان که در کتابی به نام «حکایت حال» به چاپ رسیده، در پاسخ سوال گلستان درباره ی انتخاب این نام و وجه تسمیه «مدار صفر درجه» چنین می گوید: « طول جغرافیایی قطبین مدار صفر درجه است. تقاطع نصف النهار و مدار که همان طول جغرافیایی باشد، در قطب صفر درجه است. به اعتبار طول مدار وقتی می گوییم مدار صفر درجه مراد، قطب شمال یا جنوب است، یعنی نقطه ای که مدام دور خودش می گردد و سرد است و تار و یخ زده ...». 

این جایی که محمود چنین شرحش کرده، یعنی جایی که مدام دور خودش می گردد و سرد است و تار و یخ زده و به عبارت دیگر با گذشت زمان تغییری در آن ایجاد نمی شود و حکایت در آن همچنان همان است که پیش از این بوده، این ناکجا آباد نامبارک بهانه ی نوشتن این یادداشت است، این دور باطل.

در مباحث مربوط به امنیت غذایی با توجه به تعاریف جدیدی که امروزه از این مفهوم ارائه می شود و در آنها بیشتر از موجودی غذا به دسترسی اقتصادی به غذا تاکید و توجه می شود، این مقوله ی فقر است که بیش از هر چیز دیگری در چالش های مربوط به نا امنی غذایی خودنمایی می کند. فقر پدیده ای است چند بعدی و چند وجهی. واژه فقر [Pauvre] از ریشه لاتین [Pauper] می آید که با [Penes] یونانی به معنی فقیر و [Peina] به معنی گرسنه، هم خانواده است و با واژه [Ponos] به معنی درد نیز قرابت دارد. فقر ابعاد مختلفی را از محرومیت که مربوط به قابلیت های انسانی شامل سلامت، آموزش، امنیت، شان اجتماعی و ... می شود در بر می گیرد. حضرت امیر المومنین علی (ع) در حدیثی می فرمایند: « هر کس به فقر مبتلا گردد به چهار خصلت گرفتار شود: ضعف تعیین، نقصان عقل، سستی دین و کم حیایی. پس باید از فقر به خدا پناه برد».

در حدود 75 درصد از فقرای جهان در مناطق روستایی زندگی می کنند که بیشتر آنان به منظور تامین زندگی خود به کشاورزی وابسته اند. در واقع این فقر و نابرابری است که امروزه یکی از علل مهم بهره برداری بی رویه خانوارهای محروم از منابع طبیعی چون مراتع، جنگلها و دریاها است که برای تامین معیشت ناگزیر از آن می شوند و این دقیقا شروع دور باطلی است که پیشتر شرحش رفت. این نکته زمانی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم بار اصلی تامین امنیت غذایی در هر جامعه ای بر عهده ی بخش کشاورزی است. باری یکی از عوامل اصلی ویرانی های زیست محیطی قرن حاضر در کشورهای کمتر توسعه یافته، فقیر شدن روزافزون روستاییان بر اثر افزایش جمعیت است. یکی از کوچکترین تبعات افزایش جمعیت، مواجه شدن با محدودیت زمین های مناسب برای کشت است. همین می شود که کشاورز مجبور می شود برای تامین ابتدایی ترین نیازهای زیستی اش در زمین های نامرغوب به کشت و کار بپردازد. همین امر تشدید می کند فرسایش خاک را. بعد مجبور می شود درختان جنگلی را قطع کند تا سوخت و الوار تهیه کند و بعد دام ها را بچراند در مراتع و بعد ده ها کار دیگری که می کند تنها به این بهانه که زندگی اش شاید بگذرد و در حقیقت این دور باطل است که همچنان ادامه می یابد و به از میان رفتن سرمایه های طبیعی می انجامد. از طرف دیگر فقر به سوء تغذیه می انجامد و سوء تغذیه هم توانایی بدنی فقرا را کاهش می دهد و این یعنی از میان رفتن فرصت های شغلی برای فرد فقیر. عکس قضیه نیز البته صادق است.  تامین امنیت غذایی در یک اجتماع در نهایت منجر به ارتقا قابلیت و ظرفیت افراد می شود که این همان هدفی است که فرآیند توسعه دنبال می کند و از سوی دیگر مساعد می کند زمینه را برای ایفای نقش بهتر افراد در فرآیند توسعه. درین باره بیشتر سخن خواهیم گفت و در پی راه هایی خواهیم بود برای فرار از این مدار صفر درجه. اما تا پیش از آن در این ماه مبارک که برای شیعیان بسیار عزیز است و پر خیر و برکت، بد نیست خواندن حدیثی از موسس مذهب جعفری. آنجا که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در تعبیری دل نشین از ناپسنیده بودن فقر نزد خدای متعال می گویند و می فرمایند: اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الجَمالَ وَ التَّجميلَ وَ يَكرَهُ البُؤسَ وَ التَّباؤسَ فَاِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ اِذا اَنعَمَ عَلى عَبدٍ نِعمَةً اَحَبَّ اَن يَرى عَلَيهِ اَثـَرَها. قيلَ: وَ كَيفَ ذلِكَ؟ قالَ: يُنَظِّفُ ثَوبَهُ وَ يُطَيِّبُ ريحَهُ وَ يُجَصِّصُ دارَهُ وَ يَكنِسُ أفنيَتَهُ حَتّى اِنَّ السِّراجَ قَبلَ مَغيبِ الشَّمسِ يَنفِى الفَقرَ وَ يَزيدُ فِى الرِّزقِ. یعنی «خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بيزار است. هرگاه خداوند به بندهاى نعمتى بدهد، دوست دارد اثر آن را در او ببيند. عرض شد: چگونه؟ فرمودند: لباس تميز بپوشد، خود را خوشبو كند، خانهاش را گچكارى كند، جلوى در حياط خود را جاروكند، حتى روشن كردن چراغ قبل از غروب خورشيد فقر را مىبرد و روزى را زياد مىكند».


************

فرهیختگان

| |
Design By : Night Melody