از مدتها پیش در نظر داشتم مطلبی بنویسم درباره ی همایون شجریان که هر بار به دلیلی خلف وعده کردم و وفای به این عهد ماند و ماند تا اواسط تیرماه امسال. تا این که اجرای کنسرت سیمرغ در تالار وحدت و پخش همزمان آلبوم این پروژه بهانه ای شد و البته شاید تلنگری برای نوشتن این یادداشت. یعنی دیگر نمی شد ننوشت وقتی در سالنی باشی مملو از جمعیت و ناگاه استاد از درب جلویی سالن وارد شود و ورود ایشان همان شود و انفجار سالن همان. نمی شد ننوشت از مردمی که به قول مرحوم احمد شاملو در این برهوت بدگمانی و شک چنین صادقانه ارج می نهند مقام والای هنرمندشان را که سالهاست او را از آن خود می پندارند و صدای او را روایتگر بیداد و داد موسیقی و تاریخ خویش. جماعت همچنان ایستاده بودند و تشویق می کردند یک صدا حضرت استادی را و من مرور می کردم در ذهن این واقعیت انکار ناپذیر را که مهر این خانواده سخت نشسته است در دل مردم. و صد البته باید در نظر داشت این مهر بی پایان برای شجریان جوان چون تیغی است دو لبه که وظیفه ی او را صد چندان دشوار می کند و لطافت طبع و دقت نظر بیشتری از او می طلبد که در غیر این صورت می شود پاشنه ی آشیل کار او. واقعیت این است که شجریان پسر را با نام پدر شناخته اند و خواهند شناخت. چه آن زمان که در شانزده سالگی در کنار پدر نشست و همراه او در اجراهای مختلف نواخت و چه وقتی که در سال 78 و در سن 24 سالگی به علت سرما خوردگی پدر در کنسرتی که در آلمان برگزار می شد برای اولین بار و شاید بسیار زودتر از زمانی که مقرر شده بود همخوانی با استاد را آغاز کرد و چه آن هنگام که به تشخیص پدر گام در وادی استقلال نهاد او و صدایش با کسی قیاس می شود که عصاره تمام سبك‌های آوازخوانی موسیقی ایران است و مایه ی افتخار و اعتبار این موسیقی. با صدای دلیر و آگاهی که جاودانه در تاریخ این سرزمین خواهد ماند. با محمدرضا شجریان که به تصدیق دوست و دشمن استاد مسلم آواز ایرانی است و در اوج تکنیک و توانایی و بینش هنری و اجتماعی. ذکر این نکته در پرانتز ضروری است که مواردی که در بالا برای توصیف جایگاه استاد شجریان آوردم قطره ای است از بیکران و در عین حال ذره ای بر قدر و اعتبار استاد شجریان نمی افزاید که او بی نیاز است از تعریف و تمجید امثال من، تنها به این دلیل تکرار مکررات کردم که حساسیت جایگاه همایون شجریان را نشان دهم و بگویم این گونه است که دیگر صدای خوش داشتن و خوب و درست خواندن از همایون توقع نمی رود که همایون خوش صداست و خوب و پاکیزه می خواند و از صدای بم تا اوج را به حسن و کمال بیان می کند، این جاست که دیگر برخورداری از ریتم و گوش قوی برایش مزیت محسوب نمی شود که از عهده ریتم بر می آید هر قدر ریتم ها پیچیده باشند و ترکیبی که این ها همه را دارد و افزون بر این ها هم دارد که گفت بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود.
از سال 1382 که اولین آلبوم مستقل همایون شجریان به نام نسیم وصل و به آهنگ سازی محمدجواد ضرابيان منتشر شد و سرآغازی شد بر اجرای کنسرت‌ها و آلبوم‌های مستقل او تا امروز که سیمرغ را روانه بازار کرده، همایون شجریان در مسیری گام برداشته که نشان می دهد بیش از هر کسی به موقعیت و جایگاه ویژه و خطیر خویش آگاه است. مطلبی که خود در یکی از معدود مصاحبه هایش به آن اشاره می کند و میگوید که موقعیت اش را از دو جهت، یکی فرزند استاد شجریان بودن و به سبب آن استفاده کردن و تلمذ از محضر بزرگان موسیقی ایران و دو دیگر در بالاترین مرتبه و با بهترین گروه‌ها و همراه با نوازندگان طراز اول مملکت روی صحنه حاضر شدن را قدر می داند و نیک آگاه است که جوانی كه می‌خواهد دوشادوش افرادی چنین نامدار کار كند، بی‌شك زیر ذره بین قرار می‌گیرد. او دیگر اجازه ندارد ضعفی داشته باشد و اگر هم ضعفی داشته باشد جامعه آن را نمی‌پذیرد و اگر نتواند از این موقعیت سربلند بیرون بیاید، از ارتفاع بلندتری سقوط می کند و صد البته هم صدمه ی بیشتری می بیند. (مصاحبه با هفته نامه ی شهروند امروز شماره پنجاه و هشت. 20 مرداد 1387).
افزون بر این همایون شجریان به خوبی دریافته که رسیدن به استقلال و داشتن صدایی مستقل که هویتی جدای از صدای پدر را تولید كند، ‌كاری است بس دشوار و طاقت فرسا و این ممکن نمی شود مگر این که او ضمن حفظ اصالت و ریشه ای که نسب از آن دارد، به دنبال خلق اثری باشد که تجربه ای نو محسوب شود و بدین سان از محصور ماندن در یک فرم ثابت و تکراری دوری ‌کند. و در این راه باید به تن بخرد مصائب حرکت در خلاف سنت های رایج را، که سنت شکنی بی مخالفت نخواهد بود. خوشبختانه این همان مسیری است که همایون بر خلاف دیگر شاگردان استاد و با جدیت و دانش و بینش، به گواه کارهایی که تاکنون انجام داده و فعالیت‌هایی كه تاكنون داشته در آن گام بر می دارد. همین پروژه سیمرغ خود بهترین گواه است بر این مدعا. پروژه ای که باید آن را یکی از اتفاقات بزرگ این سالهای موسیقی ایرانی دانست. حاصل تلاش چندین ساله ی حمید متبسم، يك شبه سمفوني سنتي ايراني با ارکستری متشکل از سازهای میهنی، با تلاشی ستودنی در جهت بازسازی بخشی از فرهنگ ایران زمین، با انتقال احساسی ملی گرایانه و در عین حال سرشار از پیام های انسانی و مفاهیم متنوعی نظیر دلدادگی و عشق، بخت و سرنوشت، بیم و امید و غیره. و صد البته آزمونی سخت و نفس گیر برای همایون شجریان. آنچه در میان آثار گوناگون و تجربه های پیشین، جلوه ای ویژه به سیمرغ می دهد و او را در جایگاهی ممتاز قرار می دهد، استفاده از اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی است. اشعاري حماسي که خواندنشان لحن متفاوت و خاص خود را مي‌طلبد. از چهارگاه و همایون و ماهور و اصفهان گرفته تا نقالی و پرده خوانی، همه را شجریان جوان به کار می برد تا از این آزمون پیچیده و دشوار سربلند بیرون آید.
آواز گناه عشق از آلبوم نقش خیال و فضای حاکم بر آن مثال دیگری است از تلاش همایون در آزمودن تجربه های مختلف در عین توجه به اصالت اثر. فضا سازی متفاوت و خواندن در کنار صداهای کمتر آشنا به گوش شنونده ی ایرانی در عین رعایت سازبندی ایرانی در آلبوم آب و نان و آواز شاهد دیگری است بر مدعایم. اینها همه که در کنار ویژگی های ذاتی همایون قرار می گیرند، مجموعا فضایی را شکل می دهند که در این فضا سخن گزاف و بیهوده نیست اگر بگوییم به انتظار نشسته ایم روزی را که همایون پسر از شجریان پدر پیشی خواهد گرفت و قله ی دیگری خواهد شد بر بلندای موسیقی این سرزمین.
××××××××××××
فرهیختگان

| |
Design By : Night Melody