تقارن زمانی هفته ی محیط زیست با رسیدن وضعیت آلودگی هوای شهر تهران به سطح هشدار، تلنگری بود برای مردم و مسئولینی که مدتهاست عادت کرده اند اخبار نگران کننده ی زیست محیطی هر روز بر روی خروجی خبرگزاری ها برود و آنها بخوانند و بگذارند و بگذرند و احساس نکنند باری را که بر دوششان باید البته سنگینی کند. شاید این تلنگر به یاد بیاورد مسئولیتشان را در قبال زمینی که بر روی آن زندگی می کنند که فرمود شما را از زمین آفرید و آبادانی آن را به شما واگذاشت (هود آیه ی شصت و یک). و به خصوص پایتخت نشینان که به نظاره نشسته اند پیشی گرفتن تعداد روزهای ناسالم پایتخت را از روزهای سالم، که هر روز وضعیت آلودگی شهرشان را بدتر از دیروز می بینند و گاه سرفه های شدید چنان توانشان را می گیرد که نفسشان به شماره می افتد. باری برایشان عادی شده دیگر آمار رشد فزاینده شیوع سرطان در شهرشان. و دیگر چشمانشان سوال نمی شود وقتی می خوانند سخن وزیر بهداشت را در رد خبر مرگ چهار هزار نفر از پایتخت نشینان به خاطر آلودگی هوا، آنجا که می گوید رابطه ی اثبات شده ای وجود ندارد بین مرگ افراد و آلودگی. و دیگر نگران نمی کند کسی را و حساسیتی بر نمی انگیزاند اینکه مدتی پیش در میان اخبار بود که تهران از ابتدای سال تا کنون هوای پاک نداشته است. که استاندار تهران می گوید کار از کار گذشته و کار را به دعا و توسل به خدا واگذار کرده اند که دعا سلاح مومن است! و فراموش کرده اند جان مردم، کودکان و سالمندان و بیماران قلبی و ریوی را که در خطر است و حق الناسی گویا در کار نیست و مردم باید گوش جان بسپارند فرمایش مقام مسئول راکه بنابراین به بیماران قلبی و تنفسی، کودکان و سالمندان توصیه میشود از خانه خارج نشوند. و تمام. ***********
به هر تقدیر هفته ی محیط زیست مثل هر سال گذشت و سپری شد و ما به عادت هر ساله با مراسمی چون دوچرخهسواری و راهپیمایی وکوه نوردی های همگانی، با همایشها و سخنرانی های گوناگون و مسابقات مختلف نقاشی و مقاله نویسی و این اواخر وب لاگ نویسی این هفته را گرامی داشتیم و در مقابل وضعیت به واقع بحرانی موجود، خود را تبرئه کردیم به این بهانه که در جهانی زندگی می کنیم که بیابان زایی و جنگل زدایی و تخریب زمین کار روزمره مردمانش است. که در زمانه ای زندگی می کنیم که جایگاه گرم ترین دوره ی تاریخ را به خود اختصاص داده است. که کشورهای جهان به محدود کردن خود و کنترل انتشار گازهای گلخانه ای تن نمی دهند و تعهد نمی سپارند و در خوش بینانه ترین حالت توان مهار دی اکسید کربنی که از دودکش کارخانه هایشان بیرون می آید را ندارند. و ساده دل گمان کردیم چون در شهرهایی زندگی می کنیم که روزانه با مهاجرت تعداد فراوانی از مردم مواجه اند و باید این مردم را در خود جای دهند، پس باید رشد کنند و این رشد چه بخواهیم و چه نخواهیم ناچار تخریب محیط زیست را در پی دارد. و از طرفی زمین های زراعی مان که با رشد شهرنشینی روزانه از وسعت آنها کاسته می شود و از طرفی افراد کمتری بر روی آن کار می کنند و همین اندک باید غذای بیشتری تولید کند پس باید کشاورزی را ماشینی کرد و کمر همت بستیم که ضریب و سطح و درجه ی مکانیزاسیون را بالا ببریم که سالهاست آمار رسمی نشان از رشد این شاخص ها می دهد اما در عمل حکایت دیگری برقرار است. از طرفی با این رشد، آلودگی صوتی، تخریب زمین و آلودگی هوا بر اثر مصرف بیشتر سوختنهای فسیلی ما را در بحرانی خود ساخته غرق کرد که غافل بودیم از این که مکانیزاسیون کشاورزی در ساده ترین تعریفش مکانیزه کردن کشاورزی در جهت رسیدن به توسعه پایدار است و توسعه ی پایدار مستلزم رعایت حقوق محیط زیست و اجتماع. و این چنین شد که هم این را از دست داده ایم و در مسیر توسعه ی پایدار اندرخم یک کوچه مانده ایم و هم چشم امیدمان همچنان به واردات است.
دیگر وقت آن نرسیده که به عنوان یک شهروند توجه بیشتری به وظیفه ی شرعی، قانونی و انسانی خود بکنیم؟ قانون اساسی، میثاق ملی ما، حفاظت محیط زیست را از دریچه حق و تکلیف عمومی می نگرد، همچنان که اسلام نیز تخریب محیط زیست را نتیجه نشناختن حقوق بشر و انجام ندادن وظیفه بشری می داند و به دفعات به پرهیز از افراط و تفریط توصیه می کند. باید باور داشته باشیم اگر هر یک از ما به وظیفه خود درست عمل کنیم، اگر احکام و موازین الهی در حیات صنعتی و توسعه ای بشر به صورت بایسته مراعات گردد و محترم شمرده شوند، جهان ما، جهانی سالمتر و زیباتر برای حیات پایدار و طیبه بشر خواهد بود و ورای آن وجودی ماناتر برای همه ی وجودها.
| Design By : Night Melody |




