سه شنبه که برای خرید کتاب به خیابان انقلاب رفته بودم شنیدم با دستور هیات نظارت بر مطبوعات هفته نامه ی ایراندخت لغو امتیاز و روزنامه ی اعتماد توقیف شده . پیشتر محمود احمدی نژاد در آخرین کنفرانس مطبوعاتی خود گفته بود : << آزادی مطبوعات در ایران در سطح بسیار بالایی است >> . این سطح بسیار بالا حالا اما تاب تحمل این دو نشریه که از قضا همیشه با دقت و وسواس خاصی مراقب بودند مبادا خطوط قرمزی را بشکنند ، ندارد . روزگار غریبی است و بازار دروغ را فروغ . به شنبه هایی فکر می کردم که خواهند آمد اما خبری از هفته نامه ی دوست داشتنی ام نخواهد بود . برای خرید نون نوشتن محمود دولت آبادی وارد کتابفروشی دوستی شدم . موقع خداحافظی پرسید کتاب جدید عباس معروفی را خواندی ؟ گفتم تماما مخصوص ؟ گفت ذوب شده . به خاطر آوردم همان کتابی است که قرار بوده سالیان پیش با نام طبل بزرگ زیر پای چپ منتشر شود . نخستین رمان معروفی که به قول خودش بیست و شش سال دیر به دست خوانندگانش می رسد . گفت قرار است تماما مخصوص و کتاب دیگری از عباس معروفی را انتشارات ققنوس به زودی منتشر کند . احتمال دادم این کتاب دیگر باید آموزش داستان نویسی استاد باشد .
امروز فرصت مناسبی بود تا ذوب شده را یک نفس بخوانم . تصمیم داشتم مطلب کوتاهی برای معرفی کتاب به دوستانم در عادت می کنیم بنویسم اما به نظرم رسید نوشته ی عباس معروفی در پشت کتاب ، خود گویاترین است :
رمان ذوب شده خیال ها و خاطره های من از فضایی است که در آن نفس کشیده و زیسته ام ، داستان نویسنده ای که زیر بازجویی و شکنجه ناچار به قصه پردازی شده و آن گاه در قصه های خودش گم می شود . حاصل کار و تلاش داستانی من در سالهای جوانی است که می بایست در همان زمان انتشار می یافته ، نقد می شده ، و بر کار و راه ادبی ام تاثیر می گذاشته . اما ما آدمهایی هستیم که زمان و مکانمان به هم ریخته ، نمی دانیم کی چرا کجاییم !
و من نمی دانم حالا باید خوشحال باشم یا غمگین که نخستین رمان من بیست و شش سال دیر به دست خوانندگانش می رسد ، جوان بیست و شش ساله ای که همسن و سالهایش را نمی شناسد ، و نمی داند کجا باید بایستد ، کنار متولدین پاییز 62 یا متولدین پاییز 1388 واقعا نمی دانم ، کدام ؟
| Design By : Night Melody |




