تبليغاتX
عادت می کنیم - شیراز

 آخر هفته گذشته ام را در شیراز سپری کردم . از تابستان 84 فرصت نکرده بودم سفری به شیراز داشته باشم . آن سال نتیجه کنکور کارشناسی اعلام  می شد . منزل خاله ام بودیم . دوستم قرار بود نتیجه ام را ببیند و تلفنی خبرم کند . پشت خط بود و نتیجه را نمی گفت ، مژدگانی می خواست . پدرم تهران بود و پشت خط دیگر به انتظار . دوستم قول مژدگانی را از پدرم گرفت و خبر قبولی ام را داد که البته هنوز مژدگانی اش را نگرفته !
 روزگار خوشی بود آن روزها یاد باد. لباس پوشیدم و زدم بیرون ، ابتدا به شاهچراغ و سپس به حافظیه . امسال هم روز اولی که به شیراز رسیدیم رفتم به زیارت جناب حافظ . گوشه ای نشستم ، همانجا که سه سال پیش نشسته بودم . با این تفاوت که امسال درسم تمام شده و منتظر اعلام نتایج کنکور دیگری هستم . غزلی از بر خواندم :
من همی دیدم و از کالبدم جان می رفت ...

×××××××
صفحه جدیدی دارم در وب فتو که با عکس های این سفرم به روز شده است . اینجا ببیندش .

+ محمد امامی |