تبليغاتX
عادت می کنیم - نویسنده ما

   جعفر مدرس صادقی از جمله نویسندگان توانای ماست . داستان را می شناسد ، خوب و سنجیده می نویسد ، نوشته هایش موجز است و وقت تلف نمی کند . درهمین کتاب آخرش بیژن و منیژه نه زیاده گویی کرده و نه از چیزی فروگذار کرده است می شود کتاب را راحت تا آخر خواند و از آن لذت برد . مدرس صادقی با نثر ساده و روانی که دارد به ساختی رسیده که مختص خود اوست و او را از دیگران تمییز می دهد . وجه تمایزش با سایرین اما محدود به فرم اثرش نیست که در محتوا و درون مایه و نوع نگاه وی به جامعه است .
  در بیژن و منیژه با گزارش های تکه تکه ای که می دهد تصویری پیش روی خواننده اش می گذارد که حکایت از جامعه ای ایستا دارد . تصویری ساختاری و مفهومی از سرگردانی . در کل داستان هیچ اتفاق خاصی نمی افتد و تلاشی هم برای رخ دادن چنین رویدادی نمی شود . شخصیت های داستان نه قهرمان که بیشتر یک ضد قهرمانند . سعید شخصیت اصلی داستان با این که امروزی است ، به شدت به دیروز چشم دوخته و همواره سعی در یاد آوری خاطرات کودکی و نوجوانی خود دارد . هما یا بنفشه ، اردلان و دیگران یا مردمی هستند فریب کار و یا مردمی فریب خورده و متوهم . گویی مدرس صادقی با رمان نسبتا کوتاهش آینه ای در برابر خواننده می گذارد تا زندگی فرسوده و زنگ زده اش را به تماشا بنشیند . بیژن و منیژه روایت انسانهای خسته ، بیمار و مجنونی است که زندگی را فراموش کرده اند .  به همین دلیل است که در آن اثری از تلاش و کوشش و پشتکار برای رسیدن به آرمان یا هدفی نیست . گویی نویسنده می کوشد تا به خواننده اش فرصتی بدهد برای فکر کردن و به او شوکی وارد کند تا گوشه ای از زندگی ملال آورش را زیر و رو کند ، بیاندیشد و فرصتی برای نفس کشیدن داشته باشد . بیژن و منیژه داستان ماست و جعفر مدرس صادقی نویسنده ی روزگار ما .

+ محمد امامی |