تبليغاتX
عادت می کنیم

 سفره ای چیده شده ، صدای آسمانی استاد شجریان جاری است ، خانواده ای کنار هم نشسته اند ، زیر لب دعایی می خوانند ، نگاه پر مهری به یکدیگر می کنند ، لبخندی زده می شود و عاقبت اذان شادروان موذن زاده ی اردبیلی ...
 این تصویر ، تصویر آشنای بیشتر ما در ماه رمضان است . تنها ماهی که نام آن در قرآن ذکر شده :

ماه رمضان است ، ماهی که قرآن برای راهنمایی مردم ، و نشانه های هدایت ، و فرق میان حق و باطل ، در آن نازل شده است . پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد ، روزه بدارد . و آن کس که بیمار یا در سفر است ، روزهای دیگری را به جای آن روزه بگیرد . خداوند راحتی شما را می خواهد ، نه زحمت شما را ... (سوره ی بقره آیه ی صد و هشتاد و پنج ) .

 

+ محمد امامی |


یکی از اساتید عزیزم که پیشتر همین جا درباره اش نوشته بودم ، شعر زیر را برایم فرستاده . با حال و روزی که این روزها داریم سخت به دلم نشست که به قول شاملوی بزرگ دل در این برهوت دگر گونه چشم اندازی می طلبید !


سفر...!
آه مي جوشد دلم ...
بار ديگر
بي تو در
آوارگي هاي سفر!
مي شتابد،
مي خروشد
بي درنگ.
مي ستيزد؛
مي گريزد ...
بي ثمر!
مي رود؛
آشفته و آسيمه سر.
تا كند پيدا تو را ...
زودتر؛
از هر زماني
زودتر ...!

 

********************
صحبت از سفر شد . عکسهای سفر اخیرم را اینجا ببینید .

+ محمد امامی |


محمدتقي مصباح‌يزدي، از روحانيون بلندپايه و اصلي‌ترين حامي محمود احمدي‌نژاد در قم اطاعت از رئيس‌جمهور را اطاعت از خدا دانست. مدير موسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني ديروز در جمع هنرمندان بسيجي سراسر كشور با اشاره به اينكه ولي‌فقيه جانشين امام‌زمان (عج) است، گفت: «وقتي رئيس‌جمهوري از جانب رهبري نصب و تاييد و به عامل او تبديل مي‌شود، از اين پرتو نور بر او تابيده مي‌شود.»
وي افزود: «وقتي رئيس‌جهموري حكم ولي‌فقيه را دريافت كرد، اطاعت از او نيز چون اطاعت از خداست.»
شايد اين نخستين‌بار در تاريخ فقه شيعه به‌شمار مي رود كه يكي از روحانيون دستورات اجرايي رئيس‌جمهور دولت را همرديف با حكم «الله» قرار مي‌دهد و اطاعت از آن را واجب قرار مي‌دهد. تاكنون براساس مباني فقه شيعه تشخيص حكم خدا در دوره غيبت انحصارا در حيطه اختيارات فقيه جامع‌الشرايط مي‌گنجد و از همين رو براساس نظريه ولايت‌فقيه و مطابق قانون‌اساسي جمهوري‌اسلامي‌ايران، شخص اول مملكت تنها از ميان فقها انتخاب مي‌شود. مصباح‌يزدي در حالي اطاعت از دستورات محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان مصداق كنوني حرف‌هايش را در حكم اطاعت از خدا دانسته است كه وي پيش از اين چنين شأني را براي ديگر روساي جمهوري‌اسلامي‌ايران قائل نبود. وي كه در دوره رياست‌جمهوري سيد‌محمد خاتمي مدتي به‌عنوان سخنران پيش از خطبه نمازهاي جمعه تهران به تشريح مباني حكومت‌اسلامي مي‌پرداخت، هيچ‌گاه اشاره‌اي به اين موضوع نكرد كه اطاعت از دستورات رئيس‌جمهوري واجب است و اتفاقا اساس سخنراني‌ها وي بر رد تئوري دولت اصلاحات درباره شيوه زمامداري شكل گرفته بود و پاسخي به قرائت اصلاح‌طلبانه از اسلام و حكومت ديني محسوب مي‌شد. با توجه به تعارض آشكار ديدگاه‌هاي مصباح يزدي با كليت جريان اصلاح‌طلبي و بخش بزرگي از جناح اصولگرا به نظر مي‌رسد كه وي اين نظريه درباره دولت اسلامي و جايگاه رئيس آن را پس از روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد، تدوين كرده باشد. با اين حال مخفي ماندن اين ديدگاه در طول چهار سال زمامداري ‌احمدي‌نژاد و همزماني انتشار آن با حوادث پس از انتخابات و تشكيل دولت دهم مي‌توان چنين برداشت كرد كه مدير موسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني براساس دلايلي اكنون را زمان مناسبي براي علني‌كردن دكترين جديد دولت اسلامي ارزيابي كرده است. به عبارت ديگر با توجه به اختلافات گسترده مصباح يزدي با روساي دولت‌هاي پيش از احمدي‌نژاد نمي‌توان پذيرفت كه وي هنگامي كه ريسك روي كارآمدن شخصيت‌هايي مانند ميرحسين موسوي يا مهدي كروبي به عنوان رئيس‌جمهور دهم وجود داشت، نظريه‌اي را ارائه دهد كه خود اولين نقض‌كننده آن خواهد بود.
همچنين با توجه به دوره چهارساله رياست‌جمهوري به‌نظر مي‌رسد كه ارزيابي مصباح يزدي از ساختار سياسي ايران به‌ويژه در پي حوادث پس از انتخابات به‌گونه‌اي است كه احتمال به دست‌گرفتن قدرت در دولت‌هاي آينده جمهوري اسلامي را از سوي افرادي كه شبيه احمدي‌نژاد نباشند، منتفي مي‌داند. از نظر اين عضو مجلس خبرگان رهبري،‌ويژگي‌هاي شخصيتي و گفتماني احمدي‌نژاد وي را به نزديك‌ترين مصداق رياست دولت در حكومت ديني تبديل كرده‌است، از اين رو به عقيده مصباح يزدي و شاگردانش اكنون و در چهار سال گذشته اصلي‌ترين حاميان احمدي‌نژاد در ميان روحانيون و متدينين قرار داشته و دارند. اين پشتيباني به‌حدي بود كه حتي در روزهايي كه رابطه دولت و مرجعيت به‌دليل برخي مواضع و تصميمات احمدي‌نژاد و نزديكانش تيره مي‌شد، مصباح‌يزدي از همراهي با موج انتقاد روحانيت سر‌ باز مي‌زد يا دست‌كم موضع‌گيري علني بر ضد دولت را روا نمي‌داشت. براساس همين سابقه بود كه محسن رضايي، ميرحسين موسوي و مهدي كروبي سه نامزد رقيب احمدي‌نژاد در انتخابات دوره دهم رياست‌جمهوري در سفرهايي كه به قم انجام دادند، هيچ‌گاه سراغ مدير موسسه امام‌خميني نرفتند، چون از قبل مي‌دانستند كه راي و نظر «آيت‌الله» و شاگردانش از چهار سال پيش تغيير نكرده است و آنان در وضع كنوني كسي را صالح‌تر از احمدي‌نژاد براي اداره قوه‌مجريه نمي‌شناسند. به اين ترتيب در گرماگرم رقابت‌هاي انتخاباتي امسال كه ترافيك سياسي تهران‌‌قم به‌شدت سنگين‌شده بود، درهاي بيت مصباح‌يزدي بسته ماند و اين در حالي بود كه بيشتر علماي طراز اول قم از رقباي احمدي‌نژاد استقبالي گرم به‌عمل آوردند. اكنون با پايان يافتن رقابت‌هاي انتخاباتي و سپرده‌شدن سكان دولت دهم به احمدي‌نژاد، مصباح‌يزدي با خيالي آسوده گوشه‌هايي ديگر از تئوري حكومت ديني خود را علني مي‌كند. وي مي‌داند كه دست‌كم تا چهار سال آينده اين نظريه‌پردازي براي او مشكلي ايجاد نخواهد كرد، زيرا بر اين باور است كه دستورات احمدي‌نژاد هرچه باشد، چارچوب نظريه‌اي كه او در اين‌سال‌ها صبورانه آن را از حاشيه به متن آورده است، دچار مخاطره نمي‌كند و قرائت او از نظريه ولايت‌فقيه را مخدوش نمي‌سازد. وي ديروز نيز جايگاه اطاعت از رئيس‌جمهوري را در لابه‌لاي ديدگاهش درباره ولايت‌فقيه گنجاند و به آن ساختاري تئوريك داد. مصباح يزدي در جمع هنرمندان بسيجي خاطرنشان كرد: جريان‌هايي که اخيرا در کشور رخ داد، ولايت فقيه را هدف قرار داده بود. سلسله جنبان اين قضايا هر که بود درصدد حذف ولايت فقيه از نظام سياسي کشور بود.»
وي ولايت فقيه را روح انقلاب و مشخصه اين حکومت دانست و گفت: «دشمنان مي‌خواستند يا اين رکن اساسي را حذف يا تضعيف و کمرنگ کنند که در اين جريان برخي آگاهانه و برخي فريب خورده اقدام به اين امر كردند.»
مدير موسسه امام‌خميني افزود: «ولايت فقيه به دليل آنکه داراي پرتويي از انوار امام زمان(عج) است و مردم نيز به دليل اينکه او را جانشين بحق وليعصر(عج) مي‌دانند اطاعت از او را همچون اطاعت از امام عصر بر خود لازم مي‌دانند.»
وي اضافه كرد: «ولايت فقيه به عنوان رکن اساسي حکومت اسلامي است که هيچ يک از کشورها و ملل اسلامي نيز نظير آن را ندارند و اين امر باعث علاقه و جلب توجه بسياري ملت‌هاي دنيا به کشور اسلامي ما شده است.»
وي بر اساس خطبه اي از حضرت علي(ع) حقوق والي و سرپرست جامعه بر مردم را بزرگترين حق مردم بر مردم عنوان کرد و گفت: «رهبر وقتي قانون را تاييد مي‌کند بنابراين همه مصوبات قانوني همچون نماز و روزه بر مردم واجب مي‌شود که اين از حقوق والي بر مردم است.»
مصباح يزدي افزود: «آنچه پس از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داد اين است که مردم اطاعت و محبت به ولايت فقيه را اطاعت و محبت به خداوند مي‌دانند که در هيچ جاي دنيا چنين چيزي وجود ندارد.»
مديرموسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ولايت فقيه را عامل پيروزي و دوام کشور و اساس رفع توطئه‌هاي دشمنان دانست و گفت: «در جامعه ما به اين اصل درست توجه نشده و نمي‌شود.‌»
وي خاطر نشان کرد: «قبل از انقلاب به دليل جدايي دين از سياست علما در اين عرصه وارد نمي‌شدند در حالي که ديانت عين سياست است که اين شعار از سوي شهيد مدرس مطرح و به وسيله امام به آن جامه عمل پوشانده شد.» وي افزود: «اکنون در فرهنگ ديني ما هر که ديندارتر است از ولايت فقيه حمايت مي‌کند ولي هنوز بعد از 30سال اين اصل آنچنان که بايد جا نيفتاده است. اصل اطاعت از رهبري شرعي است که بخشي از دين ما را تشکيل مي‌دهد و رهبر نيز بايد با تمام توان احکام اسلامي را پياده کرده و نيازهاي مردم را برآورده سازد.»
‌مصباح يزدي گفت: «همه مردم از هر قشر و سني که باشند نسبت به رهبر مسووليت دارند و بايد در حد توان خود از او حمايت کنند و اين کمک محدود به قشر خاصي از مردم و مسوولان حکومتي نمي‌شود.»

خلاصه اظهارات
وقتي رئيس‌جمهوري از جانب رهبري نصب و تاييد و به عامل او تبديل مي‌شود، از اين پرتو نور بر او تابيده مي‌شود
وقتي رئيس‌جهموري حكم ولي‌فقيه را دريافت كرد، اطاعت از او نيز چون
اطاعت از خداست
رهبر وقتي قانون را تاييد مي‌کند بنابراين همه مصوبات قانوني همچون نماز و روزه بر مردم واجب مي‌شود که اين از حقوق والي بر مردم است

منبع : روزنامه ی اعتماد ملی

+ محمد امامی |


 امشب در سوره روم به آیاتی برخوردم که حیفم آمد شما نخوانیدشان . خداوند در این سوره ضمن این که گوشه ای از طرز فکر و حالات افراد بی ایمان را بیان می کند ، به شرح عظمت و قدرت خداوند در آسمان ها و زمین و در وجود انسان می پردازد و در نهایت به نکته ای تکان دهنده اشاره می کند .
می فرماید :
فساد در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است ، خدا می خواهد تنیجه ی بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند شاید بازگردند . (آیه ی 41 )
 این آیه بیانگر ارتباط مستقیم گناه و فساد در وضع جامعه است . هر کار خلاف و قانون شکنی موجب نوعی فساد در اجتماع می شود . دروغ اعتماد را در جامعه کمرنگ می کند ، خیانت در امانت ، برهم زننده ی روابط اجتماعی است و ظلم همیشه منشا ظلم دیگری می شود . در حدیثی از پیامبر اکرم می خوانیم :
<< بعد از من ، هنگامی که زنا در میان مردم آشکار شود ، مرگ های ناگهانی فزونی می یابد و هنگامی که کم فروشی کنند ، خداوند خشک سالی و کمبود را برای آنان می فرستد و هنگامی که منع زکات کنند ، زمین برکات خود را از زراعت و میوه و معادن باز می دارد و هنگامی که در داوری ها ظلم کنند ، بر ظلم و دشمنی یکدیگر را یاری خواهند کرد و هنگامی که پیمان شکنی کنند ، خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط می کند و هنگامی که قطع رحم کنند ، اموال به دست اشرار می افتد و هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک گویند و از نیکان اهل بیت من پیروی نکنند ، خداوند بدان را به آنها مسلط خواهد کرد . پس خوبانشان دعا می کنند ولی دعایشان مستجاب نمی شود . >>

+ محمد امامی |


 دوره ی کارشناسی را در یکی از شعبه های دانشگاه آزاد اسلامی در یکی از شهرهای کوچک استان گلستان که سه خیابان اصلی بیشتر نداشت گذراندم . نه به رشته ام علاقه داشتم و نه به شهری که در آن تحصیل می کردم . برای من که تهران متولد شده و در تبریز بزرگ شده بودم ، تطبیق با محیط جدید قدری دشوار بود . از آن گذشته دبیرستان هم که بودم هیچ وقت فکر نمی کردم روزی بخواهم دروسی مثل انتقال حرارت ، ارتعاشات مکانیکی و (...) از این دست را بخوانم و پاس کنم . ترم اول دانشگاه برایم جهنمی بود . زمان گذشت تا عادت کردم . هم به رشته ی تحصیلی ام هم به مردمان اطرافم . طوری شد که تهران که می آمدم دلم هوای آنجا را می کرد . درس را هم به کمک خدا و با لطف دوستانم به جایی که باید ، رساندم . برای ترم هفتم پانزده واحد بیشتر نداشتم . چند واحدی هم نگه داشتم به عنوان معرفی به استاد تا به امید خدا ان شا الله تکلیف کارشناسی ارشدم مشخص شود . در هفته ای که گذشت برای انجام کارهای فارغ التحصیلی راهی استان گلستان شدم و در ضمن دیداری هم با دوستان تازه کردم . دوستانی که همیشه نسبت به من لطف و محبت داشتند . اگر عمری باشد روزی از خاطرات دوران تحصیلم خواهم نوشت . خاطراتی که این روزها بیشتر از هر زمان دیگری همراهم هستند .

+ محمد امامی |


همه انسانها منتظر يك مصلح حقيقي هستند كه جهان را سرشار از صلح و عدالت‌كند. امروز بشريت، به طرف زمينه‌سازي ظهور مصلح در حركت است و شايد مهمترين نشانه آن هم نفرت انسانها از جنگ و خشونت و طرفداري از حقوق بشر، عدالت و‌‌ ‌صلح باشد.
اين كه امروز علماي اسلام با علماي مسيحيت و ساير اديان، در كمال صميميت و دوستي پيرامون صلح و ظهور منجي و ساير موضوعات با يكديگر گفت وگو مي‌كنند انسان را به اين باور مي‌رساند كه اين هماهنگي‌ها، در راستاي ظهور مصلح كل و برقراري عدل جهاني است و اختلاف در اين خصوص نيز صرفاً در اسم مصلح است و بر آن هم هيچ ضرري مترتب نيست.
اين كه گفته مي‌شود با ظهور مصلح جهاني، كشته‌ها فراوان مي‌شود مسلماً نظريه باطل و نادرستي است و اين مسئله افترا به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. شاهد و دليل آن هم رواياتي است كه مي‌فرمايد حركت امام زمان همانند حركت نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) است و آرمانش را با خلق نيكو به پيش مي‌برد؛ قرآن هم از اين مسئله با عظمت ياد كرده است «انك لعلي خلق عظيم»
نشانه‌هاي ظهورمسئله منجي، فطري بشر است و اكثر انسانها به آن معتقد هستند؛ ولي تعابير در اين زمينه متفاوت است، اما مسئله مهم در اين خصوص بروز نشانه‌هاي ظهور است كه به مراتب بيشتر از گذشته است.
يكي از نشانه‌هاي ظهور منجي، نفرت بشريت از جنگ و خونريزي است. در آن عصر، علاقه به صلح و گفت و گو و كنار گذاشتن اختلافات و تشكيل سازمانها و مجامع مختلف در سطح جهان اوج مي‌گيرد.
در زمان مهدي موعود، از ظلم اثري نيست و دموكراسي و حكومت مردمي‌توسط ايشان محقق مي‌شود و تمام بشريت به مفهوم واقعي كلمه انسان مي‌شوند.
يكي ديگر از نشانه‌هاي ظهور ـ كه در روايات ما هم به آن اشاره‌ شده ـ كامل شدن عقل و درك بشر‌ است و هر چه درك و انديشه‌هاي بشري كامل تر شود، اختلافات كمتر مي‌شود و آزار و اذيت‌ها از بين مي‌رود و وحدت به طور كامل محقق مي‌شود.
انسان و مسئله زمان ظهور
زمان دقيق ظهور مصلح را فقط خداوند مي‌داند و اگر كسي امروز ادعا كند كه نسبت به آن آگاه است، اگر قدرتمند باشد فريبكار است والا ناآگاه مي‌باشد و بايد او را تكذيب كرد.
اگر صاحبان قدرت بخواهند به نام مهدي موعود (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) كوچكترين سوء استفاده را بنمايند، گناه و خيانت به اهداف والاي مصلح جهاني (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) است. پس استفاده ابزاري از نام آن حضرت خيانت به امام و به عدالتي است كه خداوند وعده داده است.
اگر در دنيا عدالت و صلح حكمفرما شود و زمينه براي رشد فكري انسانها فراهم گردد، هيچ كس با حضور آن حضرت دشمني نمي‌كند.
مهدويت و دموكراسي‌
امروز كساني طرفدار مهدويت و منتظر ظهور مصلح به حساب مي‌آيند كه در جهت برقراري صلح جهاني تلاش و كوشش نمايند و مروج واقعي دموكراسي و حقوق بشر باشند و حركتشان در مسير علم و دانش باشد.
در انديشة مهدويت، نه فال‌گيري و رمالي است و نه خواب و خرافه، بلكه آزادي فكر، انديشه، خدمت به بشريت و پيشرفت علم و دانش است. برهمين اساس زماني هم كه مهدي موعود (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) ظهور مي‌كند، حكومت مردمي و صلح بر سراسر جهان حاكم مي‌شود و هر كسي هم ظلم ‌كند و جلوي آزادي انديشه و بيان را بگيرد، مخالف ظهور مهدي موعود (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) است.
مصلح جهاني و نفرت بشريت از جنگ‌
نفرت و انزجار بشر از جنگ و خشونت، امري بديهي است و مصلح جهاني نيز هيچ گاه نمي‌تواند حركت و پيام خود را براي تحقق صلح و عدالت، با خشونت و جنگ آغاز ‌كند.
ما معتقديم هر كسي كه زمينه ساز جنگ باشد و جنگ‌افروزي‌كند مجرم و گناهكار است.
امروز دنيا، دنياي عقل و گفت و گو است و بشريت متنفر از جنگ است.
ما به اميد روزي هستيم كه همه سلاحها به صلاح و شايستگي تبديل شود. چنين روزي با آمدن امام دوازدهم شيعيان مهدي موعود (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) تحقق پيدا مي‌كند.

+ محمد امامی


  با فریاد از خواب پریدم . سیاهی مثل بختک خودش را رویم انداخته بود و مجال جنبیدن بهم نمی داد . لال شده بودم ، نفسم بالا نمی آمد . تمام توانم را صرف کشیدن نعره ای کردم که از اعماق وجودم جان گرفت  و تنها وقتی بلند شد که سیاهی دیگر رفته بود . عرق ... عطش ... عرق می ریختم و عطش داشتم . پارچ آب را از کمد کنار تخت برداشتم و سر کشیدم . دستم می لرزید و قلبم درون سینه به شدت می تپید . پارچ آب را که بالا می کشیدم می شنیدم صدای نفس و ضربان تند قلبم را . صدا ... صدا ... صدا ... از پشت پنجره از جایی دور صدایی می آمد . صدایی گنگ شبیه ناله یا زوزه ، زوزه ی حیوانی درمانده و در این میان کسی مرا می خواند که نه می شناختمش و نه می دانستم از کجا می خواندم ، اما بوی مرگ یا چیزی شبیه آن را می شنیدم . ترس برم داشت . نتوانستم در خانه بشینم و در و دیوار را نگاه کنم . زدم بیرون . شب تاریک و سردی بود . همه چیز در خاموشی غریبی فرو رفته بود . بعد از کمی پیاده روی رسیدم به میدان . دکه ی کوچکی که شبها چای داغی ازش می گرفتم و همانجا گوشه ای می نشستم و بعد از آن که چای ام را نرم نرم خوردم سیگاری آتش می زدم ، بسته بود . هر گوشه ی میدان خیابانی بود بی انتها که به تاریکی ختم می شد . هوا سرد بود ، سرما به پوست و استخوانم نفوذ می کرد . قدم هایم را تند کردم . باد مستقیم به صورتم می خورد .پیچیدم به خیابانی که تک و توک چراغی روشن داشت و بعد خیابانی که چشم چشم را نمی دید . پیچیدم به راست ، به چپ ، پیش رفتم تا عاقبت رسیدم به یک دره . آهسته سرازیر  شدم . از ته دره رود کوچکی آرام می گذشت . ماه بود و آبی کند و گسترده و فریبنده . با مکافات از رویش پریدم و شروع کردم به بالا رفتن . بالا که رفتم ماه پشت ابرها پنهان شده بود . روی تخته سنگی نشستم تا نفسی تازه کنم . سیگاری روشن کردم . با سر آستین آب چشمها را گرفتم و پلک زدم . چراغها به کلی ناپدید شده بود و سکوتی مطلق حکمفرما . سکوتی وهم انگیز . نه صدایی بود و نه کسی مرا می خواند . از درون احساس سردی و سرما می کردم . تنها نشانه ی گرما دود سیگار نیم سوخته ام بود .
 هوا روشن شده بود که آنجا بودم ، ایستاده روی یک سنگ گور شکسته . دم در قبرستان سید پیری نوحه می خواند جماعت سیاه پوش که از کنارش رد می شدند ناله اش بلند می شد . کمی آن طرف تر کلنگ می زدند . صدای خفه ای از زمین بر میخاست که در میان همهمه ی مردم و ناله ی سید گم می شد .
 قبرستانی بود با دیوارهای ریخته و سنگ قبرهای درب و داغون که بیشتر از سنگ قبرهای تازه به چشم می آمدند . روبروی غسالخانه روی سنگ قبری نشستم . مرد های سیاه پوش به سایه ها یی می مانستند که از جلو نظرم می گذشتند تا می رسیدند لب جوی آب و کنار تخته سنگ مرده شوری آنگاه می ایستادند به تماشای شستشوی تن میتی که نمی توانستم تشخیص بدهم کیست .
 صدای لا اله الا الله در زبان این و آن واگو شد تا همه جا را فرا گرفت . زن ها گوشه ای ایستادند و مردها پشت جنازه صف بستند . صدای شیخ را شنیدم که بلند بلند شروع کرد به نماز خواندن ...

+ محمد امامی |


 الان که این مطلب را می نویسم به یاد ندارم در کدام آیه و از کدام سوره خوانده ام که خداوند به جان رسولش قسم می خورد ، اما می دانم از ابن عباس نقل شده ، تنها کسی که خداوند به جانش قسم خورده محمد (ص) است . همو که رحمت برای جهانیان نامیدش ، همو که علی با همه ی بزرگی اش خود را یکی از بندگان او می داند و می نامد .
 اینجایم ، اینجایی . تکیه داده بر ستونی مرمرین و روبرویت مرقد پاک او . در شهر اویی ، در مسجد اویی ، در خانه ی او ، خانه ای که آرزو داری که کاش جای خشت خشت اش بودی .
 تو ، تو که در سفرت از فرش به عرش و در فرو غلتیدنت از عرش به فرش همه چیزت را باخته ای ، آمده ای اینجا چه کنی ؟ تو ، تو که از گل بد بوی پست کم ارزش آفریده شده بودی و چون روح خدا در تو دمیده شد هم نشین اش شدی ، خلیفه و جانشین اش شدی بر روی زمین و هر آنچه در آن بود و هست مسخر تو ، این همه را چه کردی و حالا آمده ای اینجا چه کنی ؟
تو ، تو که شانه هایت تاب امانت اش را نیاورد ، اینک یک سر پول و شکم و شهوت اینجا نشسته ای که چه شود ؟ اینجا چه می کنی با این کوله بار سنگین از گناه و با گناهانی که از هم اینک در انتظارشان نشسته ای ؟ پی چه آمده ای ؟ با چه رویی آمده ای ؟
 آمده ای آنچه را که تا امروز از کف داده ای به کف آری اش ، در سفری چند روزه ، آنهم نه زیارتی که بیشتر سیاحتی ؟ آمده ای تا نقطه ی پایان سفرت مقام ابراهیم باشد و آنجا آرام و قرار یابی ؟ آمده ای ابراهیم شوی ؟ خلیل و حبیب خدا شوی ؟
 در خلوتت با خود و وجدانت می پرسی مگر می شود گذشته ی پر از نیرنگ و ریا و هوس را از یاد برد ؟مگر می شود آن همه سیاهی را فراموش کرد و یکسر سپید شد ؟ گلویت گرفته ، آهی می کشی و به مرقدش نگاه می کنی . به یاد می آوری که کجا نشسته ای . در شهر پیامبر و در مسجد اش . از ذهنت می گذرد نام و یاد مسیحا دمانی که اینجا روزی محل گذرشان بوده است ، فاطمه ... علی ... حسن ... حسین ... و آنگاه جواب می گیری که آری ، اینجا می شود . اینجا هر چه بخواهی می شود . اینجا نابینا را بینا می کند ، اینجا مرده را زنده می کند . مگر تو به همین امید نیامده ای ؟ تو با همه ی بدی ات به امید شفاعت خوبان آمده ای . با همه ی کوچکی ات ، بزرگی پیامبرت را امید داشتی و آمده ای به شفاعت بطلبی اش نزد آن که مهربان ترین مهربانان است ... مرقدش را از نظر می گذرانی و آرام آرام شانه هایت می لرزند و ناگاه به پهنای صورتت اشک می ریزی و آنگاه این واژگان بر زبانت جاری می شود :
جانم فدایت یا رسول الله ...

+ محمد امامی |