تبليغاتX
عادت می کنیم

 این روزها هوای تهران گرفته است . آسمان ابری همراه با ذرات آلودگی، ترافیک بی پایان و تراکم بیش از حد جمعیت ، چهره شهر را آشفته تر از قبل کرده است.
مردم پایتخت بعد از ساعتها پشت ترافیک ماندن ، بعد از استشمام هوای آلوده  ، بعد از سر و کله زدن با یکدیگر و بالاخره پس از ساعتها دوندگی و پی لقمه حلالی دویدن ، هر یک بی تفاوت نسبت به دیگری به منزل رفته تا شب را احیانا با خانواده سپری کنند و فردای خدا ، روز از نو روزی از نو.
چند روز پیش به همراه دوست عزیزی از نمایشگاه نقاشی خانم هنرمندی حدودا سی ساله دیدن کردیم.
 درتک تک نقاشی ها رنگ تیره و نارنجی حرف اول را میزدند ،  انسانها چهره ای مات داشتند و کلاغها سفید بودند . در یکی از تابلوها دخترکی تنها میان تیرهای برق فریاد میزد و  در دیگری پسرکی پاهای پرستوی کوچکی را در دست گرفته بود .
بیشتر از همه حس تشویش و نگرانی و حتی افسردگی را به بیننده منتقل میکرند.
 هنگام خروج از نمایشگاه خانم نقاش در حالی که با بسته سیگارش بازی میکرد و لبخند تلخی به لب داشت خطاب به یکی از بازدید کنندگان میگفت :
هر یک از این تابلوها پنجره ایست که به یک گوشه از این شهر بی آسمان باز میشود اینها واقعیت ماست ... زندگی در تهران جز این نیست.

+ محمد امامی |


نخستین چالش جدی محافظه کاران و اصلاح طلبان زمانی اتفاق افتاد که در مجلس پنجم و روز رای اعتماد به کابینه منتخب دوم خرداد ، انتخاب دکتر عطا الله مهاجرانی برای وزارت ارشاد به نقد و اعتراض کشانده شد.زیرا وزارت فرهنگ مهاجرانی جایگاهی بود که بیشتر از آنچه محافظه کاران تصور میکردند ،‌ مرام اصلاح طلبي خاتمي را همان روز راي اعتماد به نمايش گذاشت و نشان داد كه اينجا نقطه اصللي تلاقي دو تفكري است كه امروز در قالب دو جناح به ميدان آمده است .
مهاجراني در همان روز راي اعتماد اعلام كرد كه بنده اهل تساهل و تسامح هستم و اگر وزير ارشاد شوم از زاويه ديد شريعت سمحه و سهله به مسائل نگاه خواهم كرد.او به صراحت گفت كه حريم انديشه و قلم را پاس داشته و در راستاي رونق و رواج آزادي مطبوعات و نشر گام برخواهد داشت.
مهاجراني خيلي سريع تبديل به قلب كابينه و سد قدرتمند اصلاح طلبان در مقابل محافظه كاران شد ،‌ اما آناني كه در روز راي اعتماد به مهاجراني نداي انالله و انا عليه راجعون سر داده بودند ،‌ بيكار ننشستند و تمام قدرت خود را صرف شكستن اين سد كردند ،‌ انواع روشها و راهها آزموده شد.
‌ تا زماني كه مجلس در اختيار محافظه كاران بود از اهرمهاي پارلماني نظير احضار و استيضاح بهره جستند اما توانايي و قابليت بالاي مهاجراني در خنثي كردن اين شيوه موجب تحكيم موقعيت او در نقش رهبري اصلاحات شد .
در مرحله دوم مخالفان به شيوه هاي غير عرفي برگزاري تحصن ،‌ اجتماع و سخنراني عليه مديريت فرهنگي متوسل شدند اين بخش با همراهي مستقيم برخي از علما در قم و تهران و ... صورت گرفت ،‌ حتي در يك مورد حضور او در نماز جمعه به اتفاق عبدالله نوري با هجوم مخالفان خشمگين و ضرب و جرح آنان توسط گروه فشار مواجه شد*.
 در اين ميان ائمه جمعه سراسر كشور مخالفت با سياستهاي وزارت فرهنگ را در دستور كار خود قرار دادند و كار به جايي رسيد كه افرادي همچون مصباح و حسينيان در مجالس و محافل مختلف اعلام كردند كه مقام رهبري با ادامه وزارت مهاجراني موافق نيست** ،‌ اما دكتر عطا الله مهاجراني همچنان سد محكم اصلاح طلبان در مقابل محافظه كاران بود .
محافظه كاران اين بار به برخورد با اركان و عوامل اصلاحات فرهنگي يعني مطبوعات روي آوردند . توقيف بيش از 30 نشريه در مدتي كمتر از شش ماه پيامي جز اين نداشت كه هزينه ماندن مهاجراني در راس اصلاحات ،‌ ممكن است سنگين تر از آن باشد كه اصلاح طلبان تصورش را ميكردند.
به هر تقدير مهاجراني وقتي موج تعطيلي فعاليت اهل قلم را كه او خود را به اين خانواده وابسته مي داند ،‌ برگشت ناپذير ديد ،‌ اعلام كرد ترجيح مي دهد استعفا دهد اما شاهد روند تعطيلي مطبوعات نباشد .
اما دكتر مهاجراني در همين مدت وزارت فرهنگ مسئوليت خود را به درستي انجام داده بود و حركتي كه او با همه موانعش آغاز كرده بود راه خود را ادامه ميداد حتي بدون او ،‌ اقدامات او در مقام رهبري اصلاحات فرهنگي به قدري ريشه دار بود كه محافظه كاران حتي به استعفايش رضايت ندادند و چند روزي او را با اكبر گنجي در اوين همراه كردند تا او بالاخره مجبور به ترك ميهن شد .
مهاجرت وزير فرهيخته دولت سيد محمد خاتمي هم محافظه كاران را از اقدام عليه او باز نداشت به طوري كه مطالب منتشر شده در سايت بازتاب ، در ادامه همان موج توهين و افتراست كه پيش از اين ذكر شد.
به هر تقدير گذر زمان حقايق بسياري را آشكار خواهد كرد . تا بار دگر روزگار چون شكر آيد ...

*در نگارش اين مطلب از كتاب ايران سال(۱۳۸۰-۱۳۷۹) صفحات ۲۱۲ تا ۲۱۵ بهره برده ام.

+ محمد امامی |


ظهر خون مولا به تسبیح و نماز
در میان خیمه ها راز و نیاز
محشری شد ، چون وضو سازد به خون
قبله اش عشق است و تسبیحش جنون
کربلا سجاده مولای عشق
روی دوشش آتشین شولای عشق
قدسیان آسمانی سوختند
چشم بر مولای محشر دوختند ...

 از آلبوم مولای عشق (سید علیرضا عصار)

+ محمد امامی |